ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت مردی که خری به عاریت گرفت و آنرا گرگ درید

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 20:08 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان عطار نیشابوری
بــود در کــاریــز بــی ســرمــایــه ایعاریت بـسـتـد خـر از همسـایه ای
رفـت سـوی آسـیا و خـوش بـخـفـتچون بـخفت آن مرد حالی خر برفت
گــرگ آن خــر را بــدریــد و بـــخــوردروز دیـگـر بـود تـاوان خـواسـت مـرد
هـر دو تــن مــی آمــدنــد از ره دوانتــا بـــنــزد مــیــر کــاریــز آن زمــان
قـصـه پـیش مـیـر بـرگـفـتـنـد راسـتزو بـپـرسـیدند کین تـاوان کـراسـت
مـیـر گـفــتــا هـرک گــرگ یـک تــنـهسـردهد در دشـت صـحـرا گـرسـنه
بی شک این تاوان برو باشد درستهردو را تـاوان ازو بـایسـت جـسـت
بـا رب این تـاوان چـه نیکـو مـی کـندهیچ تـاوان نیسـت هرچ او می کند
بـر زنان مصـر چـون حـالـت بـگـشـتزانک مخلوقی به دیشان برگذشت
چـه عـجـب بـاشـد کـه بـر دیوانه ایحــالـتــی تــابــد ز دولـت خـانـه ای
تـا در آن حـالت شـود بـی خـویش اونـنـگـرد هـیـچ از پـس و از پـیـش او
جـمـلـه زو گـویـد، بــدو گـویـد هـمـهجـمـلـه زو جـوید، بـدو جـوید هـمـه



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.