ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت عزیزی که از داشتن خداوند شادی میکرد

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 20:10 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان عطار نیشابوری
آن عزیزی گفت شد هفتـاد سـالتـا ز شـادی مـی کـنـم و از نـاز حـال
کین چـنین زیبـا خداوندیم هستبــا خـداونـدیـش پــیـونـدیـم هـسـت
چون تـو مشغولی بـجویایی عیبکـی کـنـی شـادی بـه زیبـایی غـیب
عیب جویا، تو به چشم عیب بینکـی تـوانـی بــود هـرگـز غـیـب بـیـن
اولــا از عــیــب خـــلــق آزاد شــوپس به عشق غیب مطلق شاد شو
موی بـشـکافـی بـه عـیب دیگرانور بــپــرسـم عـیـب تــو کـوری در آن
گر بـه عیب خویشتـن مشغولییگـرچـه بـس مـعـیـوبـیـی مـقـبـولـیی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.