ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت مستی که مست دیگر را بر مستی ملامت میکرد

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 20:10 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان عطار نیشابوری
بـود مسـتـی سـخـت لـایعـقـل، خـرابآب کـــارش بــــرده کـــلـــی کـــار آب
درد وصاف از بس که در هم خورده بوداز خــرابــی پــا و سـر گـم کـرده بــود
هـوشــیـاری را گــرفــت از وی مــلــالپـس نشـاند آن مـسـت را اندر جـوال
بــرگـرفـتـش تـا بــرد بــا جـای خـویـشآمـدش مـســتــی دگـر در راه پــیـش
مـسـت دیگـر هـر زمـان بـا هر کـسـیمی شد و می کرد بد مستی بسی
مــســت اول، آنــک بـــود انــدر جــوالچون بـدید آن مست را بـس تیره حال
گـفـت ای مدبـر دو کـم بـایسـت خـوردتــا چـو مـن مـی رفـتــی و آزاد و فـرد
آن او مــــی دیـــد، آن خــــویـــش نـــههـسـت حـال مـا همـه زین بـیش نـه
عـیـب بــیـن زانـی کـه تـو عـاشـق نـهلــاجــرم ایــن شــیــوه را لــایــق نــه
گـر ز عـشــق انـدک اثــر مـی دیـدیـیعـیـبــهـا جــمـلـه هـنـر مـی دیـدیـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.