ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت عاشقی که عیب چشم یار را پس از نقصان عشق دید

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 20:10 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان عطار نیشابوری
بــود مـردی شـیـردل خــصـم افـکـنـیگشـت عاشق پـنج سـال او بـر زنی
داشت بـر چـشم آن زن همچـون نگاریـک سـر نـاخــن سـپــیـدی آشـکـار
زان سـپـیـدی مـرد بــودش بـی خـبــرگـرچـه بـسـیـاری بـرافـکـنـدی نـظـر
مرد عـاشـق چـون بـود در عـشـق زارکـی خـبـر یـابـد ز عـیـب چـشـم یـار
بـعد از آن کم گشـت عشـق آن مرا رادارویــــی آمــــد پــــدیــــد آن درد را
عـشـق آن زن در دلش نقصـان گرفـتکـار او بــرخـویـشـتـن آسـان گـرفـت
پـس بـدیـد آن مـرد عـیـب چـشـم یـاراین سـپـیدی گفت کی شـد آشـکار
گفت آن ساعت که شد عشق تو کمچـشـم مـن عـیب آن زمـان آورد هم
چـون تـرا در عشـق نقصان شـد پـدیدعیب در چشمم چنین زان شد پدید
کــرده ای از وســوســه پــر شــور دلهم بـبـین یک عیب خـود ای کور دل
چــنـد جــویـی دیـگـران را عــیـب بــازآن خـود یـک ره بـجـوی از جـیـب بـاز
تــا چــو بــر تــو عــیـب تــو آیـد گــراننــبـــودت پـــروای عـــیــب دیــگــران



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.