ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت عاشقی که در پی معشوق خود را در آب افکند

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 20:13 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان عطار نیشابوری
از قـضــا افـتــاد مـعـشــوقـی در آبعاشقش خـود را درافکند از شتـاب
چـون رسـیدند آن دو تـن بـا یک دگراین یکی پرسید از آن کای بی خبر
گـــر مـــن افـــتــــادم در آن آب رواناز چـه افـکـندی تـو خـود را در میان
گـفـت مـن خـود را در آب انـداخـتــمزانک خـود را از تـو مـی نشـناخـتـم
روزگاری شد که تـا شد بـی شکیبــا تــویـی تــو یــکــی مــن یـکــی
تـو مـنـی یا مـن تـوم، چـنـد از دویبــا تــوم مـن ، یـا تـوم، یـا تـو تـوی
چون تو من بـاشی و من تو بـر دوامهر دو تـن بـاشیم یک تـن والسلام
تا توی برجاست در شرکست یافتچون دوی برخاست توحیدت بـتافت
تــو درو گـم گـرد، تـوحـیـد ایـن بــودگم شدن کم کن تو، تفرید این بـود



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.