ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



هم در مدح او

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:09 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, مسعود سعد سلمان
تـا در جـهان مکین و مکان بـاشـدبـهرامـشـاه شـاه جـهـان بـاشـد
شـاه شـهاب تـیر کـه دسـتـش راقوس قزح سـزد که کمان بـاشد
بــاشـد جـهـان پــیـر جــوان تــا اوبـا رای پـیر و بـخت جـوان بـاشد
صـد یک ز مـدح او نـشـود گـفـتـهگـر در دهـان هـزار زبــان بــاشـد
شـایـد کـه رخــش بــاد تــک او رانصـرت رکاب و فتـح عنان بـاشـد
او را چــو در نــبـــرد بــرانــگــیــزدنـاوردگــاه چــرخ کــیـان بــاشــد
ای خسروی که ملک تو در گیتیچـون قرص آفـتـاب عـیان بـاشـد
آن پــادشـاه تـویـی کـه بــرای تـودر شخص پادشاهی جان باشد
صاحـب قران تـو بـاشی در گیتـیتـا در سـپـهر حـکم قـران بـاشـد
هـر ســاعـتــی ز دولـت پــایـنـدهدر مـلـک تـو هزار نـشـان بـاشـد
تـا چـرخ هر چـه خـواهـد بـنـمـایداز چرخ هر چه خواهی آن بـاشد
حــکـم تــو بــر زمـانـه بــود نـافــذامـر تــو بــر مـلـوک روان بــاشـد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.