ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



صفت اراده خویش و آرزوی سفر خراسان

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:23 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, مسعود سعد سلمان
چـو عـزم کـاری کـردم مـرا کـه دارد بــازرسـد بــه فـرجــام آن کـار کـش کـنـم آغـاز
شـبـی کـه آز بـرآرد کـنم بـه همـت روزدری کـه چـرخ بـبـنـدد کـنـم بـه دانـش بــاز
اگــر نـدارم گــردون نـگــویـدم کــه بــداروگــر نــتــازم گــردون نــگــویـدم کــه بــتــاز
نه خـیره گردد چـشم من از شب تـارینـه سـسـت گـردد پــای مـن از طـریـق دراز
بـه هیچ حالی هرگز دو تـا نشد پـشتممــگــر بــه بــارگــه شــهـریـار وقــت نـمــاز
چو در و گوهر در سنگ و در صدف دایمز طــبــع و خــاطــر از نـظـم و نـثــر دارم راز
ز بـی تمیزی این هر دو تـا چو بـندیشمچـو بـی زبـانـان هـرگـز بـه کـس نـگـویم راز
نمی گذارد خـسـرو ز پـیش خـویش مراکـه در هـوای خــراسـان یـکـی کـنـم پــرواز
اگر چـه از پـی عزست پـای بـاز بـه بـندچـو نام بـندسـت آن عـز همی نخـواهد بـاز
بـیا بـکـش همـه رنج و مـجـوی آسـانیکـه کـار گـیتـی بـی رنـج مـی نـگـیرد سـاز
فزونت رنج رسد چون به بـرتری کوشیکه مانده تر شوی آنگه که بر شوی به فراز



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.