ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



به دوستی خوشدل نام فرستاده

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:34 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, مسعود سعد سلمان
ای خـوشـدل ای عـزیز گـرانـمـایه یار مـنای نـیکـخـواه یار مـن و دوسـتـدار مـن
رفـتـی و هـیچ گـونـه نـیـابـی ز غـم قـراربـا خـویـشـتـن بـبـردی مـانـا قـرار مـن
مـهـجـورم و بـه روز فـراق تـو جـفـت مـنرنجورم و به شب غم تو غمگسار من
خـوردم بـه وصلت تـو بـسـی بـاده نشاطدر فــرقـت تــو پــیـدا آمـد خــمـار مـن
دانم کـه نیک دانی در فـضـل دسـت مـنواندر سخـن شناخـتـه ای اخـتـیار من
بـد روزگـار گـشـت فـرو ماند و خـیره شـدبــدخــواه روزگــار مــن از روزگــار مــن
کاینجـا بـه حـضـرت اندر دهقـان دشـمنمپــیـدا هـمــی نـیـارد در ده هـزار مــن
گـریان شـدسـت و نـالـان چـو ابـر نـوبـهارنادیده یک شـکـوفـه هنوز از بـهار مـن
گـر بـحـر گـردد او نـبـود تـا بـه کـعـب مـنور بــاد گـردد او نـرســد در غـبــار مـن
آن گـوهـرم کــه گـردد گـوهـر مـرا صــدفوان آتـشـم کـه آتـش گـردد شـرار من
وان شیرم از قیاس که چون من کنم زئیرروبــه شـونـد شـیـران در مـرغـزار مـن
گـر دهـر هسـت بـوتـه هـر تـجـربـت چـراگـردون همـی گـرفـت نداند عـیار مـن
بــر روزگـار فـاضــل بــاشــد مـرا بــســیگر او کند بـه راستی و حق شمار من
ای یادگـار مـانـده جـهـان را ز اهل فـضـلبـس بـاشد این قصیده تو را یادگار من
هـرگـز نـبــود هـمـت مـن در خــور یـسـارهرگـز نـبـود در خـور همـت یسـار مـن
ای هـمـچـو آشـکـار مـن وهم نـهـان مـندانـسـتـه ای نهان مـن و آشـکـار مـن
یـک ره بــیـا بــر مـن و کـوتـاه کـن غـمـموز بــهـر خــود دراز مـدار انـتــظـار مـن
ای بــحـر راد مـهـری از بــهـر مـن بــگـیـراین شـعـرهای چـون گهر شـاهوار من



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.