ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



هم در ثنای او

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:41 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, مسعود سعد سلمان
ای شاه شده ست از تو جهان تازه جوانیکـز شـادی و از لـهو جـدا نیسـت زمـانی
مـسـعـود جـهـانـگـیـر جـهـانـداری و گـردوندر مــلــک تــو افــزایـد هـر روز جــهـانـی
از وصـف تـو عـاجـز شـده هر پـاک ضـمیریوز نعـت تـو خـیره شـده هر چـیره زبـانی
هم کوهی و هم بـادی در حیله چو باشیبــر کـوه رکـابـی کـه شـود بــاد عـنـانـی
شمشیر جـهانگیر تـو بـاشـد بـه همه وقتبـا صـاعـقـه انگـیزی و بـا فـتـنه نـشـانی
آن سخـت کمانیست قوی رای تـو در زخـمکین چـرخ ندیدست چو او سخت کمانی
ای داد ده مــلــک ســتــانـی کــه نـدیـدنـددر دهر چـو تـو داد دهی مـلـک سـتـانی
پـیرست و جوان رای تو و بـخت تو و نیستچون رای تـو پـیری و چو بـخت تو جوانی
جود تو بـه هر مجلس و بـذل تو به هر بـزمبــر پــا شـد گـنـجــی و بــرانـدازد کـانـی
رای تــو و دسـت تـو کـنـد در هـمـه احـوالبــر دولـت تــو سـودی و بــر مـال زیـانـی
داری تـو یقـینی بـه همه چـیز که در طـبـعهـرگـز نـبـرد ره سـوی او هـیـچ گـمـانـی
ای شـاه همـه شـاهـان امـروز بـهـاریسـتاز نـعــمـت گــونـاگــون مــانـنـد خــزانـی
تـو شـاد همـی زی کـه فـلـک تـا ابـدالـدهرکرده ست بـه ملک تـو و عمر تـو ضمانی
هر سـاعت و هر لحـظه بـپـیوندد بـی شکاز جـان جـهـانـداران بــر جـان تــو جـانـی
از خــرمــی مــورد و بــرافــروخــتــن ســرومـی خـور ز کـف سـرو قـدی مـور مـیانی
این شعر در آن پـرده خـوش آمد که بـگویندای دوست به صد گونه بگردی به زمانی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.