ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



اندرز

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:45 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, مسعود سعد سلمان
آســــان گــــذران کــــار جــــهـــان گـــذران رازیرا که جـهان خواند خردمند جهان را
پــیـراســتــه مـی دار بــه هـر نـیـکـی تــن راآراسته می خواه به هر پاکی جان را
میدان طمع جـمله فرازسـت و نشـیب اسـتای مرکب پـر حـرص فـرو گیر عـنان را
جـانسـت و زبـانسـت زبـان دشمن جـانسـتگـر جـانت بـکـارسـت نگـهدار زبـان را
دی رفـت و جــز امـروز مـدان عـمـر کـه امـیـدبـسـیار بـفـرسـاید و بـرسـاید جـان را
پیش از تو جهان بودست آن کن که پس از توگـویـنـد نـکـو بـود ره و رسـم فـلـان را



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.