ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



مرثیت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:45 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, مسعود سعد سلمان
راشــد از رشــد روزگـار نـیـافـترشد از اینگونه بس فراوان کرد
تــن او را کــه جــان دانـش بــودفـلک جـان ربـای بـی جـان کرد
گـوهـری بــود رشـکـش آمـد ازودر دل خاک از آتـش پـنهان کرد
ای بـرادر چـگـونـه شـرح دهـیـمآنچـه بـر ما سـپـهر گـردان کـرد
هـر زیارت ز مـال و جـاه کـه بـودما دو تـن را بـه قهر نقصان کرد
دل ما خـود ز حـبـس بـریان بـوددیــده مــا ز درد گـــریــان بـــود
صالحـی داشـتـم که شـیر نکردآنچـه او سـالـها بـه میدان کـرد
چـون همی دید کـار من دشـوارکار خـود را بـه مرگ آسـان کرد
راشـدی داشـتــی تــو فـرزنـدیکه همه کار تـو بـه سامان کرد
در ربـــودش ز تـــو زمـــانــه دونتـا تـو را مستـمند و حـیران کرد
بــد نـیـارســت کـرد چــرخ بــدوتـا تـو را در نـهفـتـه زنـدان کـرد
زانکه دانست کاین چنین فعلیبـا تـو جز پـای بـسته نتوان کرد
تـو بـر آن راشـد آن جـزع کـردیکه همه کـس حـکـایت آن کـرد
داسـتـانی شـد آنچـه بـر صـالحبـاز مسـعود سـعد سلمان کرد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.