ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



خنده جام و گریه شمشیر

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:47 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, مسعود سعد سلمان
اگـر بـخـنـدد در دسـت مـن قـدح نه عـجـبکه بس گریست فراوان به دست من شمشیر
هـمـه بــه آهـو مـانـد ز تـو جـز انـگـشـتــانکه لعل گشتـست از عکس من چو پـنجه شیر
چـو دست حنا بـستـه ست دست ار زنگیناز آن نــداری در دســت خــویـش ســاغــر زیـر
اگر چه هستم تشنه بی می من از کف تونـمــی ســتــانـم کــز روی تــو نــگــردم ســیـر
از آنکه دست تـو بـر جـای جـرعه گیرد جـامبـه حـرص در کـشـم آن جـرعـه ای که ماند زیر



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.