ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



مدح

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:48 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, مسعود سعد سلمان
ای تــو بــحــر و فـضــایـل تــو درروای تـو چـرخ و مـکـارم تـو نـجـوم
ای بـه حری بـه هر زبـان ممدوحوی بـه رادی به هر مکان مخدوم
لـیکـن اینجـا موانعـی اسـت مـراکه در آن هسـت عـذر من معلوم
زی تو خواهم همی که بـفرستمهر دو سـه روز خـدمتـی منظـوم
سـخـنـان را چـگـونه جـمـع کـنـدخــاطـر بــر بــلـا شـده مـقـسـوم
چـرخ بـا سـعد و نحـس اگر گرددهـمـه یمـن زمـانـه بـر مـن شـوم
طبع من موم بود و کردش سنگنقش بـر سنگ بود و کردش موم
بـخت بـد کرد هر چه کرد بـه مننیستـم چـون ز بـخـت بـد مظلوم
ور نه جـز خود همی که داند کردچون منی را ز چون تویی محروم
نـه عـجـب گـر ز بـخـت بـد گـردمبـهر خـلق چـو مشک تـو مز کوم
ســیـدی حــق مـن رعـایـت کـنبــازخــر مـر مـرا ز چــرخ ظــلــوم
مصـطـفـی گفـت هر عـزیز کـه اوبــه دلـیـلـی فـتــد بــود مـرحــوم
داند ایزد کـه مـن بـه کـدیه طـبـعاز ضـرورت نـمـی شـوم مـرسـوم
تـا هـمـی از خـرد بـه طـبـع انـدرمـنقـسـم نیسـت نقـطـه موهوم
بـــاد جــاه تـــو را زمــانــه رهــیبــاد رایـی تــو را سـپــهـر خـدوم
نـــه ز رای تـــو فـــرخـــی زایـــلنـه ز طـبــع تــو خــرمـی مـعـدوم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.