ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شکوه از سعایت ابوالفرج

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:50 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, مسعود سعد سلمان
بـوالفـرج شـرم نامدت که بـجـهدبه چنین حبـس و بـندم افکندی
تـا من اکـنون ز غـم همی گـریمتـو بـه شـادی ز دور می خـندی
شـد فـرامـوش کـز بـرای تـو بــازمـن چـه کـردم ز نـیـک پـیونـدی
مـر تـو را هیچ بـاک نـامـد از آنـکنــوزده ســال بــوده ام بـــنــدی
زآن خـداوند مـن کـه از همه نوعداشت بـر تـو بـسـی خـداوندی
گشته او را یقین که تو شده ایبـا همه دشـمـنانش سـوگـندی
چـون نهالـیت بـر چـمن بـنشـاندتــا تــو او را ز بــیــخ بــرکــنــدی
وین چنین قوتی تـو راست که توپــارســی را کـنـی شـکـاونـدی
وآنـچـه کـردی تـو اندرین مـعـنینــکـــنــد ســـاحـــر دمــاونــدی
تـو چـه گـویی چـنـین روا بـاشـددر مـسـلـمـانـی و خــردمـنـدی
که کـسـی بـا تـو در همه گیتـیگر یکـی زین کـند تـو نپـسـندی
هر چـه در تـو کـننـد گـنده کـنیای شـگـفـتــی نـکـو خـداونـدی
بـه قـضـایی که رفـت خـرسـندمنیست اندر جهان چو خرسندی
کرده های تـو ناپـسـندیده سـتتـا تـو زین کرده ها چـه بـربـندی
زود خـواهـی درود بـی شـبـهـتبـر تـخـمـی کـه خـود پـراکـنـدی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.