ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



دیوان اشعار عبید زاکانی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/14 16:54 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, عبید زاکانی, کتابها

غزلیات

الف، ب

شماره ١: بکشت غمزه آن شوخ بی گناه مرا
شماره ٢: ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جفا
شماره ٣: شوریده کرد شیوه آن نازنین مرا
شماره ٤: در ما به ناز می نگرد دلربای ما
شماره ٥: ای خط و خال خوشت مایه سودای ما
شماره ٦: میکند سلسله زلف تو دیوانه مرا
شماره ٧: میزند غمزه مرد افکن او تیر مرا
شماره ٨: کرد فارغ گل رویت ز گلستان ما را
شماره ٩: دلا با مغان آشنائی طلب
شماره ١٠: دارم بتی به چهره صد ماه و آفتاب

ت

شماره ١١: لطف تو از حد برون حسن تویی منتهاست
شماره ١٢: خوشا کسیکه ز عشقش دمی رهائی نیست
شماره ١٣: جفا مکن که جفا رسم دلربائی نیست
شماره ١٤: دلداده را ز تیر ملامت گزند نیست
شماره ١٥: ما را ز شوق یار بغیر التفات نیست
شماره ١٦: ترک سر مستم که ساغر میگرفت
شماره ١٧: رمید صبر و دل از من چو دلنواز برفت
شماره ١٨: سیاه چرده بتم را نمک ز حد بگذشت
شماره ١٩: ز سنبلی که عذارت بر ارغوان انداخت
شماره ٢٠: مرا ز وصل تو حاصل بجز تمنا نیست
شماره ٢١: دگر برون شدنم زین دیار ممکن نیست
شماره ٢٢: جانا بیا که بی تو دلم را قرار نیست
شماره ٢٣: حاصل ز زندگانی ما جز وبال نیست
شماره ٢٤: هرگز دلم ز کوی تو جائی دگر نرفت
شماره ٢٥: در خانه تا قرابه ما پر شراب نیست
شماره ٢٦: دلی که بسته زنجیر زلف یاری نیست
شماره ٢٧: بیش از این برگ فراق رخ جانانم نیست
شماره ٢٨: سر نخوانیم که سودا زده موئی نیست
شماره ٢٩: نه به ز شیوه مستان طریق ورائی هست

د

شماره ٣٠: دوشم غم تو ملک سویدا گرفته بود
شماره ٣١: ز من مپرس که بر من چه حال میگذرد
شماره ٣٢: دردا که درد ما به دوائی نمیرسد
شماره ٣٣: نسیم خاک مصلی و آب رکن آباد
شماره ٣٤: دلم ز عشق تبرا نمی تواند کرد
شماره ٣٥: ساقیا باز خرابیم بده جامی چند
شماره ٣٦: ترا که گفت که با ما وفا نشاید کرد
شماره ٣٧: نقش روی توام از پیش نظر می نرود
شماره ٣٨: گرم عنایت او در بروی بگشاید
شماره ٣٩: دوش اشگم سر به جیحون میکشید
شماره ٤٠: هرگز کسی به خوبی چون یار ما نباشد
شماره ٤١: دوش لعلت نفسی خاطر ما خوش میکرد
شماره ٤٢: مردیم و یار هیچ عنایت نمیکند
شماره ٤٣: ز کوی یار زمانی کرانه نتوان کرد
شماره ٤٤: بی روی یار صبر میسر نمی شود
شماره ٤٥: سعادت روی با دین تو دارد
شماره ٤٦: لعل نوشینش چو خندان میشود
شماره ٤٧: باد صبا جیب سمن برگشاد
شماره ٤٨: کجا کسیکه مرا مژده چمانه دهد
شماره ٤٩: سپیده دم به صبوحی شراب خوش باشد
شماره ٥٠: جوقی قلندرانیم بر ما قلم نباشد
شماره ٥١: شرم دار ایدل از این دهر رهائی تا چند
شماره ٥٢: دلم زین بیش غوغا بر نتابد
شماره ٥٣: ز سوز عشق من جانت بسوزد
شماره ٥٤: وداع کعبه جان چون توان کرد
شماره ٥٥: عاشق شوریده ترک یار نتوانست کرد
شماره ٥٦: علی الصباح که نرگس پیاله بردارد
شماره ٥٧: خرم آن کس که غم عشق تو در دل دارد
شماره ٥٨: ناگاه هوش و صبر من آن دلربا ببرد
شماره ٥٩: پیوسته چشم شوخت ما را فکار دارد
شماره ٦٠: یار پیمان شکنم با سر پیمان آمد
شماره ٦١: باز ترک عهد و پیمان کرده بود
شماره ٦٢: از دم جان بخش نی دل را صفائی میرسد
شماره ٦٣: دل همان به که گرفتار هوائی باشد
شماره ٦٤: دوش عقلم هوس وصل تو شیدا میکرد
شماره ٦٥: دوش سلطان خیالش باز غوغا کرده بود
شماره ٦٦: جوق قلندرانیم در ما ریا نباشد

ر، ز، ش، ک، ل

شماره ٦٧: میپزد باز سرم بیهده سودای دگر
شماره ٦٨: مرا دلیست گرفتار خطه شیراز
شماره ٦٩: چمن دل بردن آیین میکند باز
شماره ٧٠: با ما نکرد آن بت سرکش وفا هنوز
شماره ٧١: قصه درد دل و غصه شبهای دراز
شماره ٧٢: بی یار دل شکسته و دور از دیار خویش
شماره ٧٣: در این چنین سره فصلی و نوبهاری خوش
شماره ٧٤: وصل جانان باشدم جان گو مباش
شماره ٧٥: نه بر هرخان و خاقان میبرم رشک
شماره ٧٦: ای ترک چشم مستت بیمار خانه دل

م

شماره ٧٧: گوئی آن یار که هر دو ز غمش خسته تریم
شماره ٧٨: حال خود بس تباه می بینم
شماره ٧٩: ما سریر سلطنت در بینوائی یافتیم
شماره ٨٠: یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم
شماره ٨١: منم اسیر و پریشان ز یار خود محروم
شماره ٨٢: باز در میکده سر حلقه رندان شده ام
شماره ٨٣: قصد آن زلفین سرکش کرده ام
شماره ٨٤: هرگه که شبی خود را در میکده اندازیم
شماره ٨٥: از حد گذشت درد و به درمان نمیرسیم
شماره ٨٦: ما که رندان کیسه پردازیم
شماره ٨٧: ما گدایان بعد از این از کار و بار آسوده ایم
شماره ٨٨: رفتم از خطه شیراز و به جان در خطرم

ن، ه

شماره ٨٩: بیش از این بد عهد و پیمانی مکن
شماره ٩٠: دلا باز آشفته کاری مکن
شماره ٩١: در خود نمی بینم که من بی او توانم ساختن
شماره ٩٢: منگر به حدیث خرقه پوشان
شماره ٩٣: خدایا تو ما را صفائی بده
شماره ٩٤: ای عاشقان رویت بر مهر دل نهاده
شماره ٩٥: باز فکند در چمن، بلبل مست غلغله
شماره ٩٦: مرا دلیست ره عافیت رها کرده
شماره ٩٧: مبارکست نظر بر تو بامداد پگاه

ی

شماره ٩٨: بدین صفت سر و چشمی و قد و بالائی
شماره ٩٩: خوش بود گر تو یار ما باشی
شماره ١٠٠: افتاده بازم در سر هوائی
شماره ١٠١: زهی لعل لبت درج لئالی
شماره ١٠٢: دارد به سوی یاری مسکین دلم هوائی
شماره ١٠٣: زلفت به پریشانی دل برد به پیشانی
شماره ١٠٤: عزم کجا کرده ای باز که برخاستی
شماره ١٠٥: گر آن مه را وفا بودی چه بودی
شماره ١٠٦: خم ابروی او در جانفزائی

قصاید

در وصف آسمان و افلاک
در مدح شاه شیخ ابواسحاق
در مدح جلال الدین شاه شجاع مظفری و فتح اصفهان
در مدح شاه شیخ جمال الدین ابواسحق اینجو
در مدح سلطان معزالدین اویس جلایری
در مدح جلال الدین شاه شجاع مظفری
در مدح شاه شیخ ابواسحاق
در مدح یکی از پادشاهان عصر
در مدح جمال الدین شاه شیخ ابواسحاق اینجو
ایضا در مدح همو گوید
ایضا در مدح همو گوید
ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق
در ستایش سلطان معزالدین اویس جلایری
در مدح شاه شیخ ابواسحاق گوید
ایضا در مدح همو گوید
ایضا در مدح همو
در مدح جلال الدین شاه شجاع
در مدح خواجه رکن الدین عمیدالملک
در ستایش شاه شیخ ابواسحاق
ایضا در مدح همو
در مدح سلطان معزالدین اویس جلایری
در ستایش باده و تخلص به مدح
در مدح شاه شیخ ابواسحق اینجو گوید
ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق گوید
در ستایش شاه شیخ ابواسحاق
در مدح شاه شیخ ابواسحاق و تهنیت وزارت رکن الدین عمیدالملک
ایضا در مدح شیخ ابواسحاق و ایوانی که او در شیراز میساخت میگوید
ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق
در تهنیت مراجعت شیخ ابواسحاق به شیراز
ایضا در مدح عمیدالملک وزیر
در مدح عمیدالملک وزیر
در ستایش شاه شجاع مظفری و وصف بارگاه او گوید
در وصف خطه کرمان و مدح شاه شجاع گوید
در مدح شاه شیخ ابواسحق
ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحق
در مدح خواجه رکن الدین عمیدالملک وزیر
در مدح شاه شیخ ابواسحق
در وصف بارگاه شیخ ابواسحق و ستایش او
در ستایش شاه شیخ ابواسحق
در تعریف عمارت شاه شیخ ابواسحق
در مدح شاه شیخ ابواسحق
در مدح خواجه رکن الدین عمیدالملک وزیر

مقطعات

در حل فال گوید
در عبرت از عاقبت کار شاه شیخ ابواسحاق
در شکایت از قرض
در مدح رکن الدین عمیدالملک وزیر
ایضا در مدح همو
ایضا در مدح همو
در یاس از خلق و توکل به خدا
در کنایه به کسی
در حسرت بر عمر گذشته
در عبرت
در تعریض
در تزکیه نفس خود
در صفت قصر شیخ ابواسحاق
در تضمین مطلع یکی از قصاید سعدی گوید
در مناجات گوید
در شکایت از قرض گوید
ایضا در شکایت از قرض گوید
در وصف معشوقه گوید
در وصف ایوان سلطانی گوید
در نصیحت
در حقیقت احوال خود گوید
در حسرت بی پولی گوید
در وصف کاخ سلطانی گوید
در وصف قلعه دارالامان کرمان گوید
در مناجات گوید به وضع مطایبه

مثنویات

در مدح شاه شیخ ابواسحاق و شرح احوال خود و تضمین قطعه ای از ظهیر فاریابی
مثنوی در وصف ایوان شاه شیخ ابواسحاق

ترجیع بند

ترجیع بند

ترکیبات

در مدح خواجه رکن الدین عمیدالملک وزیر
در مدح سلطان اویس جلایری
در مدح شاه شیخ ابواسحق

رباعیات

رباعیات



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.