ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



دیوان اشعار محتشم کاشانی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 10:52 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, محتشم کاشانی, کتابها

غزلیات از رساله جلالیه

شماره ١: کسی هم بوده کز شوخی بزور یک نظر کردن
شماره ٢: چون جلوه گر گردد بلا از قامت فتان تو
شماره ٣: دگر از بهر من زد دار عبرت سرو بالائی
شماره ٤: روی ناشسته چو ماهش نگرید
شماره ٥: در حلقه بتان است سر حلقه آن پری رو
شماره ٦: الهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشد
شماره ٧: نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودم
شماره ٨: شده خلقت چو گریبان کش دلهای همه
شماره ٩: حسن تو چند زینت هر انجمن بود
شماره ١٠: چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی
شماره ١١: چون نیست دلت با من از وصل تو هجران به
شماره ١٢: چون پیش یار قید و رهائی برابر است
شماره ١٣: آن که چشمت را ز خواب ناز بیداری نداد
شماره ١٤: مهربان یاری هوای دلستانم می کند
شماره ١٥: عشقت ز هم برآورد یاران مهربان را
شماره ١٦: به عزت نامزد شد هرکه نامد مدتی سویت
شماره ١٧: بترس از آن که درآرد سر از دهان من آتش
شماره ١٨: من نه آن صیدم که بودم پاسدار اکنون مرا
شماره ١٩: نمی گفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویت
شماره ٢٠: به خوبی ذره ای بودی چه در کوی تو جا کردم
شماره ٢١: شعله حسن تو بالاتر ازین می باید
شماره ٢٢: به بازی آفتاب را چه گفتم ماه رنجیدی
شماره ٢٣: آزرده ام به شکوه دل دلستان خود
شماره ٢٤: ای فلک خوش کن به مرگ من دل یار مرا
شماره ٢٥: ما به یارانیم مشغول و رقیب ما به یار
شماره ٢٦: سخن طی می کنم ناگاه در خواب
شماره ٢٧: بخت چون بر نقد دولت سکه اقبال زد
شماره ٢٨: قیاس خوبی آن مه ازین کن کز جفای او
شماره ٢٩: بود دی در چمن ای قبله حاجتمندان
شماره ٣٠: باز جائی رفته ام کز روی یارم شرمسار
شماره ٣١: هر کجا حیرانم اندر چشم گریانم توئی
شماره ٣٢: چراغ خود دگر در بزم او بی نور می بینم
شماره ٣٣: در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیست
شماره ٣٤: برای خاطر غیرم به صد جفا کشتی
شماره ٣٥: منم شکسته نهال ریاض عشق و گلی
شماره ٣٦: دانسته باش ای دل کزان نامهربانت می برم
شماره ٣٧: دل می شود هر روز خون تا او ز دل بیرون شود
شماره ٣٨: منم کز دل وداع کشور امن و امان کردم
شماره ٣٩: دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم
شماره ٤٠: هان ای دل هجران گزین در جلوه است آن مه دگر
شماره ٤١: گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناه
شماره ٤٢: دارم از دست تو بر سر افسر بی غیرتی
شماره ٤٣: گشت دیگر پای تمکینم سبک در راه او
شماره ٤٤: چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاک
شماره ٤٥: این منم کز عصمت دل در دلت جا کرده ام
شماره ٤٦: اگر خواهی دعای من کنی بر مدعای من
شماره ٤٧: چند چشمت بسته بیند چشم سرگردان من
شماره ٤٨: بیرون شدم از بزمت ای شمع صراحی گردنان
شماره ٤٩: دلم که بی تو لگدکوب محنت و الم است
شماره ٥٠: هرگز از زلف کجت بی پیچ و تابی نیستم
شماره ٥١: یارب چه مهر خوبان حسن از جهان برافتد
شماره ٥٢: وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترک
قطعه
شماره ٥٤: من و دیدن رقیبان هوسناک تو را
شماره ٥٥: گدای شهر را دانسته خلقی پادشاه من
شماره ٥٦: به دعوی آمده ترکی که صید خود کندم
شماره ٥٧: بهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسید
شماره ٥٨: به مهر غیر در اخلاص من خلل کردی
شماره ٥٩: دلم آزاد از دامش نمی گردد چه دامست این
شماره ٦٠
شماره ٦١: یزک سپاه هجران که نمود پیشدستی
شماره ٦٢: داردم در زیر تیغ امروز جلاد فراق
شماره ٦٣: ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند
شماره ٦٤: مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد
شماره ٦٥: شدم از گریه نابینا چراغ دیده من کو
شماره ٦٦: آن که شد تا حشر لازم صبر در هجران او

غزلیات

الف

شماره ١: ای گوهر نام تو تاج سر دیوان ها
شماره ٢: فرمود مرا سجده خویش آن بت رعنا
شماره ٣: حوصله کو که دل دهم عشق جنون فزای را
شماره ٤: هرزه نقاب رخ مکن طره نیم تاب را
شماره ٥: ای نگهت تیغ تیز غمزه غماز را
شماره ٦: نشانده شام غمت گرد دل سپاهی را
شماره ٧: درهمی گرم غضب کرده نگاه که تو را
شماره ٨: گر به تکلیف لب جام به لب سوده تو را
شماره ٩: شوم هلاک چو غیری خورد خدنگ تو را
شماره ١٠: تا همتم به دست طلب زد در بلا
شماره ١١: چو افکنده ببیند در خون تنم را
شماره ١٢: مالک المک شوم چون ز جنون هامون را
شماره ١٣: چو دی ز عشق من آگه شد و شناخت مرا
شماره ١٤: من از رغم غزالی شهسواری کرده ام پیدا
شماره ١٥: صبح آن که داشت پیش تو جام شراب را
شماره ١٦: درخشان شیشه ای خواهم می رخشان در و پیدا
شماره ١٧: اگر دل بر صف مژگان سیاهی می زند خود را
شماره ١٨: به صد اندیشه افکند امشبم آن تیز دیدنها
شماره ١٩: شوق درون به سوی دری می کشد مرا
شماره ٢٠: بگو ای باد آن سر خیل رعنا پادشاهان را
شماره ٢١: برین در می کشند امشب جهان پیما سمندی را
شماره ٢٢: روزگاری که رخت قبله جان بود مرا
شماره ٢٣: گر بهم می زدم امشب مژه پر نم را
شماره ٢٤: مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما را
شماره ٢٥: چو بر زندانیان رانی سیاست یاد کن ما را
شماره ٢٦: کسی ز روی چنان منع چون کند ما را
شماره ٢٧: شب که ز گریه می کنم دجله کنار خویش را
شماره ٢٨: بر رخ پر عرق مکش سنبل نیم تاب را
شماره ٢٩: جهان آرا شدی چون ماه و ننمودی به من خود را
شماره ٣٠: گشته در راهت غبار آلود روی زرد ما
شماره ٣١: که زد بر یاری ما چشم زخمی ای چنین یارا
شماره ٣٢: عجب گیرنده راهی بود در عاشق ربائیها
شماره ٣٣: زلف و قد راست ای بت سرکش چشم و رخت راست ای گل رعنا
شماره ٣٤: با چنین جرمی نراندم از دل ویران تو را
شماره ٣٥: به افسون محو کردی شکوه های بیکرانم را
شماره ٣٦: ای ز دل رفته که دی سوختی از ناز مرا
شماره ٣٧: بعد هزار انتظار این فلک بی وفا
شماره ٣٨: چنین است اقتضا رعنائی قد بلندش را

ب

شماره ٣٩: بزم پر فتنه از آن طرز نگاهست امشب
شماره ٤٠: رخش در غیر و چشم التفاتش در من است امشب
شماره ٤١: خیالش را به نوعی انس در جان من است امشب
شماره ٤٢: وصلم نصیب شد ز مددکاری رقیب
شماره ٤٣: برشکن طرف کله چون بفکنی از رخ نقاب
شماره ٤٤: دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتاب
شماره ٤٥: همچو شمعم هست شبها بی رخ آن آفتاب
شماره ٤٦: حسن روزافزون نگر کان خسرو زرین طناب
شماره ٤٧: نامسلمان پسری خون دلم خورد چو آب
شماره ٤٨: نیست امروز شکست دلم از چشم پرآب

ت

شماره ٤٩: حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است
شماره ٥٠: رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیست
شماره ٥١: با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفت
شماره ٥٢: ای گل امروز اداهای تو بی چیزی نیست
شماره ٥٣: دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هست
شماره ٥٤: گوی میدان محبت سر اهل نظر است
شماره ٥٥: کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بست
شماره ٥٦: چو ناز او به میان تیغ دلستانی بست
شماره ٥٧: کدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایت
شماره ٥٨: با بد آموزت مگر قانون الفت ساز نیست
شماره ٥٩: به قصد جان من در جلوه آمد قد رعنایت
شماره ٦٠: این چه چوگان سر زلف و چه گوی ذقن است
شماره ٦١: پای یکی به علت ادبار نارواست
شماره ٦٢: با من بدی امروز زاطوار تو پیداست
شماره ٦٣: دوستم با تو به حدی که ز حد بیرونست
شماره ٦٤: گرچه بیش از حد امکان التفات یار هست
شماره ٦٥: هلالی بودی اول صد بلند اختر هوادارت
شماره ٦٦: آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست
شماره ٦٧: کنون که خنجر بیداد یار خونریز است
شماره ٦٨: نخل قد خم گشته که پرورده دردست
شماره ٦٩: حسن که تابان ز سراپای توست
شماره ٧٠: مهر که سرگرم مه روی توست
شماره ٧١: شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست
شماره ٧٢: به عزم رقص چو آن فتنه زمین برخاست
شماره ٧٣: زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفت
شماره ٧٤: بی پرده برآئی چو به صحرای قیامت
شماره ٧٥: بس که مجنون الفتی با مردم دنیا نداشت
شماره ٧٦: امشب دگر حریف شرابت که بوده است
شماره ٧٧: باز این چه زلف از طرف رخ نمودن است
شماره ٧٨: ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایست
شماره ٧٩: ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفت
شماره ٨٠: روی تو که اختر زمین است
شماره ٨١: چو هجر راه من تشنه در سراب انداخت
شماره ٨٢: خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفت
شماره ٨٣: زخم جفای یار که بر سینه مرهم است
شماره ٨٤: امشب ای شمع طرب دوست که همخانه توست
شماره ٨٥: چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفت
شماره ٨٦: بر درت کانجا سیاست مانع از داد من است
شماره ٨٧: بی تصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست
شماره ٨٨: گرچه پای بندی عشق تو بی زنجیر نیست
شماره ٨٩: هرچند خون عاشق بی دل حلال نیست
شماره ٩٠: در ظل همائی که بر او میل جهانی است
شماره ٩١: خاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشت
شماره ٩٢: گر با توام ز دیدن غیرم گزیر نیست
شماره ٩٣: منتظری عمرها گر بگذاری نشست
شماره ٩٤: آینه جان به جز آن روی نیست
شماره ٩٥: درین کز دل بدی با من شکی نیست
شماره ٩٦: حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت
شماره ٩٧: چون دم جان دادنم آهی ز جانان برنخاست
شماره ٩٨: آن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشت
شماره ٩٩: تیر او تا به سرا پرده دل ماوا داشت
شماره ١٠٠: فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفت
شماره ١٠١: بردوش آن قدر دل من بار غم گرفت
شماره ١٠٢: شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت
شماره ١٠٣: گفتمش تیر تو خواهد به دل زار نشست
شماره ١٠٤: چون تو سروی در جهان ای نازنین اندام نیست
شماره ١٠٥: با خط آن سلطان خوبان را جمالی دیگر است
شماره ١٠٦: نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست
شماره ١٠٧: داغ بر دست خود آن شوخ چو در صحبت سوخت
شماره ١٠٨: گرچه قرب درگهت حدمن مهجور نیست
شماره ١٠٩: خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس است
شماره ١١٠: گل چهره ای که مرغ دلم صید دام اوست
شماره ١١١: آهوی چشم بتان چشم تو را نخجیر است
شماره ١١٢: تو را بسوی رقیبان گذار بسیار است
شماره ١١٣: از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است
شماره ١١٤: زان آستان که قبله ارباب دولت است
شماره ١١٥: یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت
شماره ١١٦: هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیست
شماره ١١٧: دوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوست
شماره ١١٨: آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است
شماره ١١٩: درهم است آن بت طناز نمی دانم چیست
شماره ١٢٠: بود شهری و مهی آن نیز محمل بست و رفت
شماره ١٢١: نهال گلشن دل نخل نو رسیده اوست
شماره ١٢٢: آن که آیینه صنع از روی نیکوی تو ساخت
شماره ١٢٣: رخت که صورت صنع آشکار از آن پیداست
شماره ١٢٤: یگانه ای در دل می زند به دست ارادت
شماره ١٢٥: بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشت
شماره ١٢٦: گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشت
شماره ١٢٧: ای در درون جان ز دل من کرانه چیست
شماره ١٢٨: مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست
شماره ١٢٩: حکمی که همچو آب روان در دیار اوست
شماره ١٣٠: زهی گشوده کمند بلا سلاسل مویت
شماره ١٣١: گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیست
شماره ١٣٢: مدعی که آتش اعراض فروزنده توست
شماره ١٣٣: دور بر بسترم از هجر تو رنجور انداخت
شماره ١٣٤: زین نقش خانه کی من دیوانه جویمت

ث، ج، ح، خ

شماره ١٣٥: دادم از دست برون دامن دلبر به عبث
شماره ١٣٦: سالها از پی وصل تو دویدم به عبث
شماره ١٣٧: زهی طغیان حسنت بر شکیب کار من باعث
شماره ١٣٨: درختان تا شوند از باد گاهی راست گاهی کج
شماره ١٣٩: اغیار را به صحبت جانان چه احتیاج
شماره ١٤٠: گلخنیان تو را نیست به بزم احتیاج
شماره ١٤١: گر به دردم نرسد آن بت غافل چه علاج
شماره ١٤٢: زهی ز تو دل ناوک سزای من مجروح
شماره ١٤٣: دوش گفتند سخنها ز زبان تو صریح
شماره ١٤٤: به زبان خرد این نکته صریح است صریح
شماره ١٤٥: غیر مگذار که در بزم تو آید گستاخ
شماره ١٤٦: ای تو مجموعه شوخی و سراپای تو شوخ

د

شماره ١٤٧: آه از آن لحظه که مجلس به غضب در شکند
شماره ١٤٨: از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکرد
شماره ١٤٩: به پیش اختر حسن تو مهر تاب ندارد
شماره ١٥٠: گر از جمال جهانتاب او نقاب کشند
شماره ١٥١: به خاکم آن بت اگر با رقیب درگذر آید
شماره ١٥٢: هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد
شماره ١٥٣: آخر ای پیمان گسل یاران به یاران این کنند
شماره ١٥٤: جدائی تو هلاکم ز اشتیاق تو کرد
شماره ١٥٥: عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید
شماره ١٥٦: مهی که شمع رخش نور دیده من بود
شماره ١٥٧: دیشب که بر لبت لب جام شراب بود
شماره ١٥٨: امشب که چشم مست تو در مهد خواب بود
شماره ١٥٩: ز بس کان جنگجو را احتراز از صلح من باشد
شماره ١٦٠: بهترین طاقی که زیر طاق گردون بسته اند
شماره ١٦١: فضای کلبه فقر آن قدر صفا دارد
شماره ١٦٢: خبر از رفتن آن سرو روانم مدهید
شماره ١٦٣: روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاد
شماره ١٦٤: گر شود پامال هجر این تن همان گیرم نبود
شماره ١٦٥: یک دم ای سرو ز غمهای تو آزاد که بود
شماره ١٦٦: جز من آن کس که به وصل تو نشد شاد که بود
شماره ١٦٧: در شکار امروز صید آهوان او که بود
شماره ١٦٨: دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بود
شماره ١٦٩: دی به شیرین عشوه هر دم سوی من دیدن چه بود
شماره ١٧٠: عجب که دولت من بی بقائی نکند
شماره ١٧١: شبی که بر دلم آن ماه پاره می گذرد
شماره ١٧٢: ز خواب دیده گشاد وز رخ نقاب کشید
شماره ١٧٣: تنی زلال وش آن سرو گل قبا دارد
شماره ١٧٤: چو تیر غمزه افکندی به جان ناتوان آمد
شماره ١٧٥: دست به دست همچو گل آن بت مست می رود
شماره ١٧٦: بی وفا یارا وفا و یاریت معلوم شد
شماره ١٧٧: کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد
شماره ١٧٨: غمزه اش دست چو بر غارت جان بگشاید
شماره ١٧٩: چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرد
شماره ١٨٠: کدام صحبت پنهان تو را چنین دارد
شماره ١٨١: دیگر که هوای گل خود روی تو دارد
شماره ١٨٢: خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کند
شماره ١٨٣: که گمان داشت که روزی تو سفر خواهی کرد
شماره ١٨٤: سرو خرامان من طره پریشان رسید
شماره ١٨٥: چشمت چو شهر غمزه را آرایش مژگان کند
شماره ١٨٦: دلا نخل امل بنشان که باز آن سروناز آمد
شماره ١٨٧: دلی دارم که از تنگی درو جز غم نمی گنجد
شماره ١٨٨: آن مه که صورتش ز مقابل نمی رود
شماره ١٨٩: آن که اشگم از پیش منزل به منزل می رود
شماره ١٩٠: چو عشق کوس سکون از گران عیاری زد
شماره ١٩١: دردا که وصل یار به جز یک نفس نبود
شماره ١٩٢: یار بیدردی غیر و غم ما می داند
شماره ١٩٣: گه رفتن آن پری رو بوداع ما نیامد
شماره ١٩٤: به وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسد
شماره ١٩٥: زندگانی بی غم عشق بتان یکدم مباد
شماره ١٩٦: دلم از غمش چه گویم که ره نفس ندارد
شماره ١٩٧: زخم او یکبارگی امروز بر جان می رسد
شماره ١٩٨: عشق کز جنبش خود تا به ته دل برود
شماره ١٩٩: مرا خیال تو شبها به خواب نگذارد
شماره ٢٠٠: یک جهان شوخی به یک عالم حیا آمیختند
شماره ٢٠١: به گوشم مژده وصل از در و دیوار می آید
شماره ٢٠٢: سبکجولان سمندی کان پری در زیر ران دارد
شماره ٢٠٣: به مرگ کوه کن کزوی المها یاد می آید
شماره ٢٠٤: چو غافل از اجل صیدی سوی صیاد می آید
شماره ٢٠٥: گر بر من آرمیده سمندش گذر کند
شماره ٢٠٦: روز محشر که خدا پرسش ما خواهد کرد
شماره ٢٠٧: دل وجان و سرو تن گر به فدای تو شوند
شماره ٢٠٨: چشمم چو روز واقعه در خواب می شود
شماره ٢٠٩: گر از درج دهانش دم زنم از من به تنگ آید
شماره ٢١٠: اگر لطفت ز پای اشک و آهم شعله برگیرد
شماره ٢١١: اجل خواهم مزاج خوی آن بیدادگر گیرد
شماره ٢١٢: چند عمرم در شب هجران به ماتم بگذرد
شماره ٢١٣: دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بود
شماره ٢١٤: هر کسی چیزی به پای آن پسر میفکند
شماره ٢١٥: خوش آن بیداد کز فریاد من جانان برون آید
شماره ٢١٦: رهی دارم که از دوری به پایان دیر می آید
شماره ٢١٧: بس که روز و شبم از دل سپه غم گذرد
شماره ٢١٨: ای گل به کس این خوبی بسیار نمی ماند
شماره ٢١٩: صبا از کشور آن پاکدامان دیر می آید
شماره ٢٢٠: بهتر است از هرچه دهقان در چمن می پرورد
شماره ٢٢١: به اقبال از سفر چون مرکب آن نازنین آید
شماره ٢٢٢: خنک آن نسیم بشارتی که ز غایب از نظری رسد
شماره ٢٢٣: تا اختیار خود به رقیب آن نگار داد
شماره ٢٢٤: دم جاندان آن بت بر سرم با تیغ کین آمد
شماره ٢٢٥: دی باد چو بوی تو ز بزم دگر آورد
شماره ٢٢٦: رندان که نقد جان به می ناب می دهند
شماره ٢٢٧: دلا گذشت شب هجر و یار از سفر آمد
شماره ٢٢٨: چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کرد
شماره ٢٢٩: سخن کز حال خود گویم ز حرفم بوی درد آید
شماره ٢٣٠: پیش او نیک و بد عاشق اگر ظاهر شود
شماره ٢٣١: چون باز خواهد کز طلب جوینده را دور افکند
شماره ٢٣٢: حسن روزافزون او ترسم جهان برهم زند
شماره ٢٣٣: دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد
شماره ٢٣٤: ملامت گو که گاهی همچو ماه از روزنت بیند
شماره ٢٣٥: ازین لیلی وشانم خاطر ناشاد نگشاید
شماره ٢٣٦: قضا از آسمان هرگه در بیداد بگشاید
شماره ٢٣٧: چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبد
شماره ٢٣٨: به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید
شماره ٢٣٩: هر خون که از درون ز دل مبتلا چکد
شماره ٢٤٠: عاشق از حسرت دیدار تو آهی نکند
شماره ٢٤١: قاصد رساند مژده که جانان ما رسید
شماره ٢٤٢: گفتم تو را متاعی بهتر ز ناز باشد
شماره ٢٤٣: دی صبح دم که عارض او بی نقاب بود
شماره ٢٤٤: چو کار به رغم از امید وصل تنگ شود
شماره ٢٤٥: به رهی کان سفری سرو روان خواهد شد
شماره ٢٤٦: فلک به من نفسی گرچه سر گرانش کرد
شماره ٢٤٧: زاهدان منع ز دیر و می نابم مکنید
شماره ٢٤٨: بلا به من که ندارم غم بقا چکند
شماره ٢٤٩: آسودگان چو نشئه درد آرزو کنند
شماره ٢٥٠: با وجود آن که پیوند آن پری از من برید
شماره ٢٥١: چو ممکن نیست کانمه پاسبان محفل سازد
شماره ٢٥٢: نخواهم از جمال عالم آشوبت نقاب افتد
شماره ٢٥٣: بر هر دلی که بند نهاد از نگاه خود
شماره ٢٥٤: لعل تو رد شکست من زمزمه بس نمی کند
شماره ٢٥٥: ز خانه ماه به ماه آفتاب من بدر آید
شماره ٢٥٦: حسن را گر ناز او کالای دکان می شود
شماره ٢٥٧: باز ما را جان به استقبال جانان می رود
شماره ٢٥٨: طبیب من ز هجر خود مرارنجور می دارد
شماره ٢٥٩: سیه چشمی که شادم داشت گاهی از نگاه خود
شماره ٢٦٠: آن پری بگذشت و سوی ما نگاهی هم نکرد
شماره ٢٦١: چو گریم بی تو اشگم از بن مژگان فرو ریزد
شماره ٢٦٢: گنج وصل او به چون من بی وفائی حیف بود
شماره ٢٦٣: چراغی آمد و بر آفتاب پهلو زد

ذ، ر، ز

شماره ٢٦٤: ای شربت جفای تو هم تلخ و هم لذیذ
شماره ٢٦٥: کنم چو شرح غم او سواد بر کاغذ
شماره ٢٦٦: ای زهر خنده تو چو شهد و شکر لذیذ
شماره ٢٦٧: زین بیشتر رکاب ستم سر گران مدار
شماره ٢٦٨: دانم اگر از دلبری قانع به جانی ای پسر
شماره ٢٦٩: دور از تو خاک ره ز جنون می کنم به سر
شماره ٢٧٠: ای طور تو را جهان خریدار
شماره ٢٧١: چنین که من ز تو خود را نموده ام بیزار
شماره ٢٧٢: به من که آتش عشقش نکرده دود هنوز
شماره ٢٧٣: ز عنبر آتش حسنت نکرده دود هنوز
شماره ٢٧٤: ز دور یاسمنت سبزه سر نکرده هنوز
شماره ٢٧٥: دوش گر بزمم گذر کرد آن مه مجلس فروز
شماره ٢٧٦: مردم و بر دل من باز غم یار هنوز
شماره ٢٧٧: حسن را تکیه گه آن طرف کلاهست امروز
شماره ٢٧٨: لشگر عشقت سیاهی می کند از دور باز
شماره ٢٧٩: ای هنوزت مژه از صف شکنی بر سر ناز
شماره ٢٨٠: زهی ربوده لعل تو صد فسون پرداز
شماره ٢٨١: یک صبح ببام آی و ز رخ پرده برانداز
شماره ٢٨٢: ای از می غرور تو لبریز جام ناز
شماره ٢٨٣: آفت من یک نگه زان نرگس مستانه ساز
شماره ٢٨٤: ای در زمان خط تو بازار فتنه تیز
شماره ٢٨٥: عشق کهن به کوی تو می آردم هنوز
شماره ٢٨٦: ناصحا از سر بالین من این پند ببر
شماره ٢٨٧: بزم کین آرا و در ساغر می بیداد ریز
شماره ٢٨٨: دوش سرگرم از وثاق آن کوکب گیتی فروز
شماره ٢٨٩: دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوز

س، ش

شماره ٢٩٠: آخر ای بی رحم حال ناتوان خود بپرس
شماره ٢٩١: عقل در میدان عشق آهسته می راند فرس
شماره ٢٩٢: با من از ابنای عالم دلبری مانده است و بس
شماره ٢٩٣: باز آشفته ام از خوی تو چندان که مپرس
شماره ٢٩٤: ای پری راه دیار آن پری پیکر بپرس
شماره ٢٩٥: آن قدر شوق گل روی تو دارم که مپرس
شماره ٢٩٦: ای سنگ دل ز پرسش روز جزا بترس
شماره ٢٩٧: خموشیت گره افکند در دل همه کس
شماره ٢٩٨: ز مهیست داغ بر دل که ندیده ام هنوزش
شماره ٢٩٩: رخش شمعی است دود آن کمند عنبر آلودش
شماره ٣٠٠: آمد ز خانه بیرون در بر قبای زرکش
شماره ٣٠١: محل گرمی جولان بزیر سرو بلندش
شماره ٣٠٢: مهی که زینت حسنست گرمی خویش
شماره ٣٠٣: صد سال ز من دارد اگر هجر نهانش
شماره ٣٠٤: آن شاه حسن بین و به تمکین نشستنش
شماره ٣٠٥: پری وشی دل دیوانه می کشد سویش
شماره ٣٠٦: آهوی او که بود بیشه دل صید گهش
شماره ٣٠٧: به عزم رقص چون در جنبش آید نخل بالایش
شماره ٣٠٨: بزم برهم زده ای ای دل بر خشم به جوش
شماره ٣٠٩: ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوش
شماره ٣١٠: هرتار که در طره عنبر شکستنش
شماره ٣١١: سحر به کوچه بیگانه ای فتادم دوش
شماره ٣١٢: ای بستم دل تو خوش تیغ بکش مرا بکش
شماره ٣١٣: شبی که می فکند بی تو در دلم الم آتش
شماره ٣١٤: بیش ازین منت وصل و از رخ آن ماه مکش
شماره ٣١٥: مباش ای مدعی خوش دل که از من رنجه شد خویش
شماره ٣١٦: ز دل دودی بلند آویخته زلف نگون سازش

ص، ض، ط، ظ

شماره ٣١٧: منم از مهر به غم خوردنت ای یار حریص
شماره ٣١٨: مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوص
شماره ٣١٩: کاش مرگم سازد امشب از فغان کردن خلاص
شماره ٣٢٠: آخر ای سنگ دل از کشتن ما چیست غرض
شماره ٣٢١: روزی که گشت بر همه عالم نماز فرض
شماره ٣٢٢: صبر در جور و جفای تو غلط بود غلط
شماره ٣٢٣: گوش کردن سخنان تو غلط بود غلط
شماره ٣٢٤: به هجر یار که از غیر آن ندارم حظ
شماره ٣٢٥: من بی تو ندارم از چمن حظ
شماره ٣٢٦: دارم از طبع ستم خیز تو حظی و چه حظ

ع، غ، ف، ق، ک، ل

شماره ٣٢٧: آن که بود از تو به یک حرف زبانی قانع
شماره ٣٢٨: گدایان را بود از آستانها پاسبان مانع
شماره ٣٢٩: تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ
شماره ٣٣٠: آمد از مجلس برون در سر هوای سیر باغ
شماره ٣٣١: ای به من صدق و صفای تو دروغ
شماره ٣٣٢: بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرف
شماره ٣٣٣: آن پری را گوهر عصمت ز کف شد حیف حیف
شماره ٣٣٤: بر در دل می زنند نوبت سلطان عشق
شماره ٣٣٥: زهی ز عشق جهانی تو را به جان مشتاق
شماره ٣٣٦: ز تب نالان شدی جانان عاشق
شماره ٣٣٧: او کشیده خنجر و من جامه جان کرده چاک
شماره ٣٣٨: مژده ای صبر که شد هجرت هجران نزدیک
شماره ٣٣٩: ای روی تو از می ارغوان رنگ
شماره ٣٤٠: ما که می سازیم خود را در جفای او هلاک
شماره ٣٤١: در فراقش چون ندادم جان خود را ای فلک
شماره ٣٤٢: ای قدت همچو نیشکر نازک
شماره ٣٤٣: رسید باز طپاننده کبوتر دل
شماره ٣٤٤: گشته در عشق کار من مشکل
شماره ٣٤٥: ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیل
شماره ٣٤٦: صدامید از تو داشتم در دل

م

شماره ٣٤٧: به خود دوشینه لطفی از ادای یار فهمیدم
شماره ٣٤٨: تو چون رفتی به سلطان خیالت ملک دل دادم
شماره ٣٤٩: بس که چشم امشب به چشم عشوه سازش داشتم
شماره ٣٥٠: ز بس که مهر تو با این و آن یقین دارم
شماره ٣٥١: مفتون چشم کم نگه پر فنت شوم
شماره ٣٥٢: کو دل که محو نرگس جادو فنت شوم
شماره ٣٥٣: برای نیم نگاهی چو عذر خواه تو گردم
شماره ٣٥٤: من منفعل که پیشت دو جهان گناه دارم
شماره ٣٥٥: به من حیفست شمشیر سیاست دار عبرت هم
شماره ٣٥٦: مهر بیگانگی آغاز تو را بنده شوم
شماره ٣٥٧: شبی کان سرو سیم اندام را درخواب می دیدم
شماره ٣٥٨: خوش آن ساعت که خندان پیشت ای سیمین بدن میرم
شماره ٣٥٩: از سر کوی تو با صدگونه سودا می روم
شماره ٣٦٠: گرچه ناچار از درت ای سرو رعنا می روم
شماره ٣٦١: چون من به در هجر ز بیداد تو رفتم
شماره ٣٦٢: وصل کو تا بی نیاز از وصل آن دلبر شوم
شماره ٣٦٣: بس که ماندیم به زنجیر جنون پیر شدیم
شماره ٣٦٤: به بزم او حریفان را ز مستی دست و پا بوسم
شماره ٣٦٥: زین گونه چو در مشق جنون حلقه چو نونم
شماره ٣٦٦: دل خود را هنوز اندر تمنای تو می بینم
شماره ٣٦٧: همچو شمع از مجلست گریان و سوزان می رویم
شماره ٣٦٨: من آنم که جز عشق کاری ندارم
شماره ٣٦٩: به دشمن یارئی در قتل خود از یار می فهمم
شماره ٣٧٠: گر من به مردن دل نهم آسوده جانی را چه غم
شماره ٣٧١: اگر می بینمت با غیر غیرت می کشد زارم
شماره ٣٧٢: گر شود ریش درون رخنه گر بیرونم
شماره ٣٧٣: به مجلس بحث از آن خصمانه اغیار می کردم
شماره ٣٧٤: به بزمش دوش رنگ آمیزی بسیار می کردم
شماره ٣٧٥: تو به زور حسن ایمن مشو از سپاه آهم
شماره ٣٧٦: منم آن گدا که باشد سر کوی او پناهم
شماره ٣٧٧: بس که همیشه در غمت فکر محال می کنم
شماره ٣٧٨: به فنا بنده رهی می دانم
شماره ٣٧٩: زخم نگهت نهفته خوردم
شماره ٣٨٠: در بزم چون به کین تو غالب گمان شدم
شماره ٣٨١: ز لطف و قهر او و در خندهای گریه آلودم
شماره ٣٨٢: من شیدا چرا از عقل و دین یک باره برگشتم
شماره ٣٨٣: ز دستت جیب گل پیراهنانرا چاک می بینم
شماره ٣٨٤: ما به عهدت خانه دل از طرب پرداختیم
شماره ٣٨٥: باز سرگشته مژگان سیهی گردیدم
شماره ٣٨٦: ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشم
شماره ٣٨٧: چو نتوانم به مردم قصه آن بی وفا گویم
شماره ٣٨٨: من نه مجنونم که خواهم روی در صحراکنم
شماره ٣٨٩: آن شوخ جانان آشنا سوزد دل بیگانه هم
شماره ٣٩٠: بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتم
شماره ٣٩١: کو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشم
شماره ٣٩٢: به سینه داغ نهانی که داشتم ز تو دارم
شماره ٣٩٣: دور از تو بر روی بتان چون چشم پرخون افکنم
شماره ٣٩٤: خوش آن که هم زبان به تو شیرین بیان شوم
شماره ٣٩٥: ز کج بینی به زلفت نسبت چین ختن کردم
شماره ٣٩٦: ای شمع بتان تا کی بر گرد درت گردم
شماره ٣٩٧: تو کشیده تیغ و مرا هوس که ز قید جان برهانیم
شماره ٣٩٨: چون متاع دو جهان را به خرد سنجیدم
شماره ٣٩٩: به هجران کرده بودم خو که ناگه روی او دیدم

ن

شماره ٤٠٠: سرگرمئی کو تا نهم از کنج عزلت پا برون
شماره ٤٠١: رویت که هست صورت چین شرمسار از آن
شماره ٤٠٢: ای ابرویت به وقت اشارت زبان حسن
شماره ٤٠٣: فتنه می خیزد از آن ترکانه دامن برزدن
شماره ٤٠٤: به زیر لب سخنگویان گذشت آن دلربا از من
شماره ٤٠٥: ای به بالا فتنه سرگردان بالای تو من
شماره ٤٠٦: جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش ازین
شماره ٤٠٧: چون نمودی رخ به من یک لحظه بدخوئی مکن
شماره ٤٠٨: شغل دهقان چیست ز آب و گل نهال انگیختن
شماره ٤٠٩: ساخت شب مرا سیه دود دل فکار من
شماره ٤١٠: رخت را آفتاب سایه گستر می توان گفتن
شماره ٤١١: پا چون کشم ز کوی تو کانجا زمان
شماره ٤١٢: شد پرده درم سوز درون از تو چه پنهان
شماره ٤١٣: حسن می نازد به رخسارت چه رخسارست این
شماره ٤١٤: پرده ما میدری کائین زیبائیست این
شماره ٤١٥: دو دل ربا که بلای دلند و آفت دین
شماره ٤١٦: بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من
شماره ٤١٧: گر شود از دیده نهان ماه من
شماره ٤١٨: ای نگاهت آهوان را گرم بازی ساختن
شماره ٤١٩: با او شبی از دیر می خواهم خراب آیم برون
شماره ٤٢٠: در پرده عشق آهنگ زدای فتنه قانون ساز کن
شماره ٤٢١: ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای من
شماره ٤٢٢: روز من زان زلف میدانم سیه خواهد شدن
شماره ٤٢٣: شاهانه رخش راندن آن خردسال بین
شماره ٤٢٤: تا به کی جان کسی دل بری از هیچ کسان
شماره ٤٢٥: گرچه در دیده تر جای تو نتوان کردن
شماره ٤٢٦: مرا صید افکنی زد زخم و بند افند در گردن
شماره ٤٢٧: چو در چوگان زدن آن مه نگون گردد ز پشت زین
شماره ٤٢٨: چون شدم صیدت به گیسوی خودت دربند کن
شماره ٤٢٩: ای پارسای کعبه رو عزم سر آن کو مکن
شماره ٤٣٠: بر رخ به قصد دل منه زلف دو تا را بیش ازین
شماره ٤٣١: آینه بردار و حسن جان فزای خویش بین
شماره ٤٣٢: از سپاه حسن آخر یک سوار آمد برون
شماره ٤٣٣: بیا ای عشق تمکین مرا از گرد ره بشکن
شماره ٤٣٤: آمدم با ناله های زار هم دم هم چنان
شماره ٤٣٥: در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار من
شماره ٤٣٦: ای صبا درد من خسته به درمان برسان
شماره ٤٣٧: از آن پیش رقیبان مهر ورزدیار من با من
شماره ٤٣٨: ای خدنگ مژه ات عقده گشای دل من
شماره ٤٣٩: گفتمش دم به دم آزار دل زار مکن
شماره ٤٤٠: به دوستی خودم میکشی که رای منست این
شماره ٤٤١: یارب که خواند آیت عجز و نیاز من
شماره ٤٤٢: چو می خواهد که نامم نشنود بیگانه رای من
شماره ٤٤٣: ای تو نکرده جز جفا آن چه نکرده ای بکن

و

شماره ٤٤٤: شبم ز روز گرفتارتر به مشغله تو
شماره ٤٤٥: گفتم ز پند من شود تغییر در اطوار تو
شماره ٤٤٦: ای گردن بلند قدان در کمند تو
شماره ٤٤٧: صیدی که لعب عشق فکندش به بند تو
شماره ٤٤٨: باز امشب ز اقتضای شوخ طبعی های او
شماره ٤٤٩: دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک او
شماره ٤٥٠: مدعی در مجلسم جا می دهد پهلوی تو
شماره ٤٥١: ای مرا دلبر و دل آرا تو
شماره ٤٥٢: رساند جان به لبم روزگار فرقت تو
شماره ٤٥٣: مراست رشته جان کاکل معنبر او
شماره ٤٥٤: ای سرو گلندام که داری کمر از مو
شماره ٤٥٥: هر که دیدم چونی از غم به فغانست که تو
شماره ٤٥٦: زلف معنبر برفشان گو جان ما بر باد شو
شماره ٤٥٧: حرف در مجلس نگویم جز به هم زانوی او
شماره ٤٥٨: یارب آن مه را که خواهم زد قضا در کوی او
شماره ٤٥٩: چون برفروزد آینه زان آفتاب رو
شماره ٤٦٠: تائبم از می به دور نرگس غماز او
شماره ٤٦١: ز آب دو دیده گل کنم خاک در سرای او
شماره ٤٦٢: ای همچو آهوان دلم دم شکار تو

ه

شماره ٤٦٣: امشب اندر بزم آن پرهیز فرما پادشاه
شماره ٤٦٤: باز برخاسته از دشت بلا گرد سپاه
شماره ٤٦٥: زهی کرشمه تو را سرمه سای چشم سیاه
شماره ٤٦٦: نمی دانم ز خود افتادگان داری خبر یا نه
شماره ٤٦٧: دی باز جرعه نوش ز جام که بوده ای
شماره ٤٦٨: قلم نسخ بران بر ورق حسن همه
شماره ٤٦٩: من کیستم به دوزخ هجران فتاده ای
شماره ٤٧٠: یار از جعد سمن سا مشک بر گل ریخته
شماره ٤٧١: جلوه آن حور پیکر خونم از دل ریخته
شماره ٤٧٢: تا دست را حنا بست دل برد ازین شکسته
شماره ٤٧٣: آمد به تیغ کین ره ارباب دین زده
شماره ٤٧٤: شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده
شماره ٤٧٥: خط اگرت سبزه طرف لاله نهفته
شماره ٤٧٦: ز چوگان بازی آمد زلف بر رخسار آشفته
شماره ٤٧٧: پند گوی تو چه ها تا به تو فهمانیده

ی

شماره ٤٧٨: بیش از دی گرم استغنا زدن گردیده ای
شماره ٤٧٩: از قید عهد بنده تو خود رسته بوده ای
شماره ٤٨٠: صبح مرا به ظن غلط شام کرده ای
شماره ٤٨١: از نسیم آن خطم در حیرت از صنع اله
شماره ٤٨٢: ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماه
شماره ٤٨٣: دیده ام مست و سرانداز و غزل خوان برهی
شماره ٤٨٤: دارم سری پر از شور از طفل کج کلاهی
شماره ٤٨٥: من و ملکی و خریداری مژگان سیهی
شماره ٤٨٦: صورت به این لطافت سیرت به این نکوئی
شماره ٤٨٧: نکشد ناز مسیح آن که تو جانش باشی
شماره ٤٨٨: مرا حرص نگه هردم به رغبت می برد جائی
شماره ٤٨٩: به رقیب سفری وعده رفتن دادی
شماره ٤٩٠: ز اشک سرخ برای نزول جانانی
شماره ٤٩١: دل خود رای مرا برده گل خودروئی
شماره ٤٩٢: باز بر من نظر افکنده شکار اندازی
شماره ٤٩٣: توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشی
شماره ٤٩٤: بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابی
شماره ٤٩٥: به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماوایی
شماره ٤٩٦: بر در درج قفل زدم یک چندی
شماره ٤٩٧: اگر آگه ز اخلاص من آزرده دل گردی
شماره ٤٩٨: نگشتی یار من تا طور یاریهای من بینی
شماره ٤٩٩: دلا زان گل بریدی خاطرت آسود پنداری
شماره ٥٠٠: شوق می گرداندم بر گرد شمع سرکشی
شماره ٥٠١: چه باشد گر سنان غمزه را زین تیزتر سازی
شماره ٥٠٢: به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانی
شماره ٥٠٣: گذری بناز و گوئی ز چه باز دلگرانی
شماره ٥٠٤: اگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستی
شماره ٥٠٥: بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگی
شماره ٥٠٦: دل را اگر ز صبر به جان آورد کسی
شماره ٥٠٧: از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی
شماره ٥٠٨: باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داری
شماره ٥٠٩: چنان مکن که مرا هم نفس به آه کنی
شماره ٥١٠: ساربان بر ناقه می بندد به سرعت محملی
شماره ٥١١: رفتی و رفت بی رخت از دیده روشنی
شماره ٥١٢: در سیر چمن دیدم سرو چمن آرائی
شماره ٥١٣: ساقیا چون جام جمشیدی پر از می میکنی
شماره ٥١٤: محتشم چون عمر صرف خدمت وی میکنی
شماره ٥١٥: آن که هرگز نزد از شرم در معشوقی
شماره ٥١٦: به جائی دلت گرم سوداست گوئی
شماره ٥١٧: هنوزت به ما کینه برجاست گوئی
شماره ٥١٨: مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
شماره ٥١٩: کارش یارم از ستم دایم مکدر داشتی
شماره ٥٢٠: رو ای صبا بر آن سرو دلستان که تو دانی
شماره ٥٢١: بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی
شماره ٥٢٢: چو می نماید، که هست با من، جفا و جورت، ز روی یاری
شماره ٥٢٣: زد به درونم آتش تنگ قبا سواری
شماره ٥٢٤: نیست پیوند گسل مرغ دل شیدائی
شماره ٥٢٥: ای گل خود رو چه بد کردم که خوارم ساختی
شماره ٥٢٦: ای رشگ بتان به کج کلاهی
شماره ٥٢٧: دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی
شماره ٥٢٨: این طلعت و رخسار که دارد که تو داری
شماره ٥٢٩: به جرم این که گفتم سوز خود با عالم افروزی
شماره ٥٣٠: این است که خوار و زارم از وی
شماره ٥٣١: سرلشگر حسن است نگاهی که تو داری

نامرتب

شماره ٥٣٢: جان بر لب و ز یار هزار آرزو مرا
شماره ٥٣٣: سروی از یزد گذر کرد به کاشانه ما
شماره ٥٣٤: ای زیر مشق سر خط حسن تو افتاب
شماره ٥٣٥: از اشگ گرم چشم ترم کان آتش است
شماره ٥٣٦: این صید هنوز نیم رام است
شماره ٥٣٧: عمرها فکر وصال تو عبث بود عبث
شماره ٥٣٨: ای لبت زنده کرده نام مسیح
شماره ٥٣٩: زهی به دور تو آئین دلبران منسوخ
شماره ٥٤٠: از باده لاله تو چو در ژاله میرود
شماره ٥٤١: همنشین امشب اگر آن بت چین خواهد بود
شماره ٥٤٢: اگر شراب خوری صد جگر کباب شود
شماره ٥٤٣: خوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزد
شماره ٥٤٤: زلفش مرا به کوشش خود می کشد به بند
شماره ٥٤٥: عاشقان نرد محبت چو به دلبر بازند
شماره ٥٤٦: ز بس که نور ز حسن تو در جهان بدود
شماره ٥٤٧: شطرنج صحبت من و آن مایه سرور
شماره ٥٤٨: تا شده ای گل به تو اغیار یار
شماره ٥٤٩: بر مه روی تو خط مشگ بار
شماره ٥٥٠: هزارگونه متاع است ناز را به دکانش
شماره ٥٥١: ای طاعت تو بر همه کائنات فرض
شماره ٥٥٢: نه می نهم از دست عشق جام نشاط
شماره ٥٥٣: ز لاله زار مرا بی جمال دل نواز چه فیض
شماره ٥٥٤: تا میان من و آن مه شده کلفت واقع
شماره ٥٥٥: چو بر من زد آن ترک خون خوار تیغ
شماره ٥٥٦: دهد اگرچه برون در بی شمار صدف
شماره ٥٥٧: باز علم زد ز بیابان عشق
شماره ٥٥٨: بیچاره باشد همواره عاشق
شماره ٥٥٩: این آینه گون سقف که آبیست معلق
شماره ٥٦٠: ای جمالت قبله جان ابرویت محراب دل
شماره ٥٦١: زدی به دست ارادت چو حلقه بر در دل
شماره ٥٦٢: گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دل
شماره ٥٦٣: بهر دعا از درت چون به درون آمدم
شماره ٥٦٤: ساز خروش کرده دل ناز پرورم
شماره ٥٦٥: ز خاک کوی تو گریان سفر گزیدم و رفتم
شماره ٥٦٦: بس که ما از روی رسوائی نقاب افکنده ام
شماره ٥٦٧: لب پر سئوال بر سر راهی نشسته ام
شماره ٥٦٨: خانه دوری دل از همه پرداخته ام
شماره ٥٦٩: گر پرده گردون ز سرشگم نکشدنم
شماره ٥٧٠: افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسد
شماره ٥٧١: اگر دوری ز من در آرزویت زار می میرم
شماره ٥٧٢: هوسم رخ به رخ شاه خیال تو نشاند
شماره ٥٧٣: رسید نغمه ای از باده نوشی تو به گوشم
شماره ٥٧٤: دی به دنبال یکی کبک خرام افتادم
شماره ٥٧٥: ز دیده در دلم ای سرو دل ربا بنشین
شماره ٥٧٦: با وجود وصل شد زندان حرمان جای من
شماره ٥٧٧: زهی ز دست کرم گسترت کرم باران
شماره ٥٧٨: صبا تحیت بلبل به بوستان برسان
شماره ٥٧٩: تا بر سپهر از زر انجم بود نشان
شماره ٥٨٠: بس که به من زر فشاند دست زرافشان خان
شماره ٥٨١: آن منتظر گدازی چشم سیاه او
شماره ٥٨٢: آن کوست قبله همه کس قبله جود رو
شماره ٥٨٣: چون به رخ عرق فشان میکشی آستین فرو
شماره ٥٨٤: کاکل که سر نهاده به طرف جبین تو
شماره ٥٨٥: زهی بالا بلندان سر به پیش از اعتدال تو
شماره ٥٨٦: به دست دیده عنان دل فکار مده
شماره ٥٨٧: از باده عیشم بود مستانه به کف جامی
شماره ٥٨٨: اقبال ظفر پیوند در کار جهانبانی
شماره ٥٨٩: بس که چون باران نیسان ای سحاب خوش مطر
شماره ٥٩٠: زهی ز سلطنتت روزگار منت دار
شماره ٥٩١: شهریارا صاحبا رفتی خدا یار تو باد
شماره ٥٩٢: من که از ادعیه خوانان دگر ممتازم
شماره ٥٩٣: یک دلان خوش دلی از فتح سلطان یافتند
شماره ٥٩٤: افکنده ره به کلبه درویش خاکسار
شماره ٥٩٥: دی همایون خبری مژده دهانم دادند
شماره ٥٩٦: رفتی جهان پناها اقبال رهبرت باد
شماره ٥٩٧: پیشت از سهوی که کردم ای خدیو کامکار
شماره ٥٩٨: تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذار
شماره ٥٩٩: خلل به دولت خان جهانستان مرساد

قصاید

در توحید حضرت باریتعالی و موعظه
قصیده
تجدید مطلع
در مدح حضرت ختمی ماب صلوات الله علیه
در منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب
در منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب
تجدید مطلع
در مدح شاه طهماسب صفوی
در مدح شاه طهماسب صفوی
در مدح شاه طهماسب صفوی
تجدید مطلع
در مدح شاه اسمعیل بن شاه طهماسب صفوی
در مدح شاه سلطان محمدبن شاه طهماسب صفوی انارالله برهانه
در مدح شاهزاده شهید سلطان حمزه میرزا
در مدح شاهزاده شهید سلطان حمزه صفوی
در مدح شاهزاده شهید سلطان حمزه میرزا
ایضا در مدح شاهزاده حمزه میرزا
وله ایضا
در مدح پریخان خان خانم
در مدح بلقیس زمان بریخان خانم صبیه شاه طهماسب صفوی
ایضا در مدح شاه زاده پریخان خانم فرماید
در مدح شاهزاده پریخان خانم بنت شاه طهماسب صفوی
در مدح پادشاه دکن گفته
قصیده در مدح مرتضی نظام شاه بحری
تجدید مطلع
در مدح مرتضی نظام شاه پادشاه دکن
قصیده در مدح نظام شاه پادشاه دکن
در ستایش جلال الدین محمد اکبر پادشاه فرماید
قصیده
در مدح عالم فاضل شیخ عبدالعال
در مدح میر محمدی خان فرماید
قصیده در مدح یوسف عادل شاه فرماید
قصیده در مدح امیر قاسم بیک طبیب فرماید
در مدح سلطان حسن فرماید
در مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام
ایضا فی مدح شاهزاده مظفرلوا سلطان حمزه میرزا گفته
در مدح والی گیلان جمشید زمان گفته
وله ایضا
ایضا فی مدیحه
این قصیده را به جهت محمد نامی گفته
این قصیده را در مدح خواجه آصف صفات ابوالقاسم بک وزیر گفته اند
ایضا فی مدح مختارالدوله میرزا شاه ولی
فی مدح خلاصه الوزراء میرزا عبدالله جابری
وله ایضا قصیده
وله ایضا
وله فی مدیح نواب ولی سلطان بن محمدخان
وله فی مدیح سلطان خلیل ولد شمخال سلطان
ایضا فی مدیح ولیخان سلطان ترکمان
وله ایضا من درر منظوماته فی مدح دستورالاعظم میرزامحمد
ایضا من بدایع افکاره فی مدح اعتمادالدوله میرزا لطف الله
در مدح مختارالدوله العلیه میرزامحمد کججی گفته
ایضا من نتایج طبعه فی مدح سلطان الافهم محمد امین سلطان ترکمان
فی مدح خواجه معین الدین احمد شهریاری
وله ایضا من بدایع افکاره
وله ایضا
وله ایضا من بدایع افکاره
فی مدح امیر اعظم یوسف بیک بن محمدخان ترکمان
وله ایضا من بدیع افکاره
در شکایت اهل روزگار و حسب حال خود گفته
در مدح سلطان الاعظم الاعدل ابوالمظفر شاه عباس الموسوی الصفوی گفته
در مدح مختارالدوله مرشد قلی خان استاجلو علیه الرحمه گفته
وله من جواهر المنظوماته فی مدح محمدخان ترکمان گفته
وله ایضا من لطف انفاسه فی مدح اعتمادالدوله میرزا سلمان جابری
وله ایضا فی مدح محمدخان ترکمان
فی مدح صدرالاجل امیر شمس الدین محمد کرمانی گفته
ایضا فی مدح محمدخان ترکمان گفته شده
فی مدح ولده ولیجان سلطان ترکمان گفته
فی مدح محراب بیک
ایضا من جمله اشعاره فی مدح میر محمدامین خان ترکمان گفته
وله ایضا فی مدح اخوته محمد مؤمن سلطان ترکمان
وله ایضا فی مدح بنت شاه دین پناه شاه طهماسب انارالله برهانه
ایضا فی مدح
تجدید مطلع
در مدح فرهاد بیک غلام حاکم دارالسلطنه اصفهان
فی مدح دستورالاعظم ابوالمؤید میرزا جابری طاب ثراه
فی مدح محمدخان ترکمان فی حالة نزوله به کاشان
وله فی در الفاظه فی مدیحه ایضا
فی مدح سلطان محمد صفوی
فی مدح سلطان العادل حمزه میرزا
ایضا فی مدیحه
وله ایضا

قطعات

در شکایت فرماید
در مدح امین الدین فرماید
وله ایضا
قطعه
وله ایضا
در تقاضای صله فرماید
در شکایت فرماید
قطعه
قطعه
قطعه
قطعه
وله ایضا
قطعه
قطعه
در عزل گوید
در تقاضا گوید
قطعه
در مدح شاه طهماسب
در مدح سلطان مرادخان گوید
وله ایضا
رباعیات
در مدح میرامین الدین محمد گوید
قطعه
در مدح میر محمد مؤمن فرماید
در مرثیه شاه زاده سلطان حسین
در مرثیه گوید
در مرثیه فرماید
در مرثیه فرماید
مرثیه
وله فی مرثیه
مرثیه
ایضا در مرثیه
ایضا در مرثیه
در ماده تاریخ فوت فرماید
مرثیه در شهادت میر معصوم گوید رحمه الله
در ماده تاریخ گوید
قطعه
ایضا در مرثیه
در مرثیه میرزا غیاث الدین
در مرثیه یکی از اکابر فرماید
در مرثیه یکی از خواتین فرماید
ایضا در مرثیه گوید
قطعه
ایضا در مرثیه گوید
در ماده تاریخ گوید
ایضا ماده تاریخ
در تاریخ پدر خود گوید
ماده تاریخ فوت
ماده تاریخ
قطعه
قطعه
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
شماره ٧٦
در رثاء
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
قطعه
قطعه
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا در فوت منصوری شاعر
وله در رثاء
وله در رثاء
وله ایضا
وله ایضا در رثاء
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا در رثاء
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
وله ایضا
شماره ١٠٧

مثنویات

شماره ١
وله فی المثنوی
فی مرثیه امام حسین علیه السلام
ایضا فی مدحه
وله ایضا
این چند بیت دیگر جهت نقش خلاصه خمسه ای که بخط میرمعزالدین مرقوم گردیده است گفته
این چند بیت بجهت تزویجی گفته که بحسب استعداد میان ایشان نبوده
این ابیات مثنوی حسب الحال گفته در عذر ارسال شعر به بزرگی که شعر می گفته
مثنوی در مرگ حیرتی شاعر
شماره ١٠

مراثی

شماره ١
دوازده بند در مرثیه شاهنشاه مغفور شاه طهماسب صفوی انارالله برهانه
من نتایج افکاره فی مرثیه اخیه الصاحب الاجل الاکرام خواجه عبدالغنی
ترکیب بند در رثاء
وله فی مرثیه امام حسین بن علی علیه التحیة والثناء
این مرثیه را جهت افصح البغاء سید حسین روضه خوان گفته
فی مرثیه محمد قلی میرزا غفرالله ذنوبه

مناقب

در منقبت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع)
ترکیب بند در مدح امام ثامن ضامن علی بن موسی الرضا علیه التحیة والثناء

رباعیات

ماده تاریخ
ایضا
ایضا
ایضا
ایضا
رباعیات



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.