شماره ١٨٣: چون زلف یار گیرم دستم به یارب آید

اصلاح شده در 2011/08/17 02:32 توسط Administrator — دسته‌بندی شده به عنوان: خاقانی, شعر کهن

چـون زلـف یـار گـیـرم دسـتــم بــه یـارب آیـدچون پای دوست بـوسم جانم بـر لب آید
هر شب ز دست هجرش چندان به یارب آیمکـز دسـت یـارب مـن یـارب بـه یـارب آیـد
تــا خــط نــو دمــیــدش بــگــریــزم از غــم اوکانگه سفر نشاید چون مه به عقرب آید