شماره ٣٦٠: این دلبران که پرده برخ در کشیده اند

اصلاح شده در 2011/08/11 21:51 توسط Administrator — دسته‌بندی شده به عنوان: خواجوی کرمانی, شعر کهن

این دلبـران که پـرده بـرخ در کشـیده اندهر یک بـغـمزه پـرده خـلقی دریده اند
از شیر و سلسـبـیل مگر در جـوار قدسانـدر کـنـار رحـمـت حـق پــروریـده انـد
یـا طــوطــیـان روضــه خــلــدنــد گــوئیـاکـز آشـیـان عـالـم عـلـوی پــریـده انـد
از کـلـک نـقـشـبـنـد ازل بـر بـیاض مـهـرآن نقطه های خال چه زیبا چکیده اند
گـوئی مـگـر بــتــان تــتــارنـد کـز خــتــااز بـهـر دل ربــودن مـردم رسـیـده انـد
برطرف صبح سلسله از شام بسته اندبـرگـرد ماه خـط معـنبـر ، کـشـیده اند
کــروبـــیــان عــالــم بـــالــا و ان یــکــادبـر اسـتـوای قـامت ایشـان دمیده اند
صـاحـبـدلـان ز شـوق مـرقـع فـکـنده اندبــر آســتــان دیـر مـغــان آرمـیـده انـد
از بــهـر نـرد درد غـم عــشــق دلـبــرانبـرسطح دل بـسـاط الم گستـریده اند
خـواجـو بـرو بــچـشـم تـامـل نـگـاه کـنبـر اهل دل که گوشه عزلت گزیده اند