شماره ٣٠٣: پروانه نمی شکیبد از دور

اصلاح شده در 2011/08/16 00:41 توسط Administrator — دسته‌بندی شده به عنوان: سعدی, شعر کهن

پـروانـه نـمـی شـکـیبـد از دورور قـصـد کـنـد بــســوزدش نـور
هر کـس بـه تـعـلقـی گرفـتـارصاحب نظران بـه عشق منظور
آن روز کـه روز حــشـر بــاشـددیوان حـسـاب و عرض منشـور
ما زنده به ذکر دوست باشیمدیـگـر حـیـوان بــه نـفـخـه صـور
یا رب که تو در بهشت بـاشیتــا کــس نـکـنـد نـگـاه در حــور
ما مسـت شراب ناب عشقیمنه تـشـنه سـلسـبـیل و کـافـور
بـیمسـت شـراره آه مشـتـاقکآتـش بــزنـد حـجـاب مـسـتـور
مــن دانـم و دردمــنــد بــیـدارآهـــنـــگ شـــب دراز دیــجـــور
آخــر ز هـلـاک مـا چــه خـیـزدسیمرغ چه می کند به عصفور
نزدیک نمی شـوی بـه صـورتوز دیـده دل نـمــی شــوی دور
از پـیش تـو راه رفتـنم نیسـتگـردن بـه کـمند بـه کـه مهجـور
سعدی چو مرادت انگبـینستواجــب بــود احــتــمــال زنـبــور