شماره ٧

اصلاح شده در 2011/08/01 20:15 توسط Administrator — دسته‌بندی شده به عنوان: سیف فرغانی, شعر کهن

ایـا مـسـتــوفـی کـافـی کـه در دیـوان سـلـطـانـانبـحـل و عـقـد در کـارسـت بـخـت کامکار تـو
گـدایـی تـا بـدان دسـتـی کـه انـدر آسـتـیـن داریعوانی تـا بـانگشتی که بـاشد در شمار تـو
قلم چون زرده ماری شد بدست چون تو عقرب دردواتــت ســلـه مـاری کـزو بــاشـد دمـار تــو
خـلـایق از تـو بـگـریـزنـد هـمـچـون مـوش از گـربـهچو در دیوان شه گردد سیه سر زرده مار تو
تـو ای بـیچاره آنگاهی بـسختـی در حساب افتـیکزین دفـتـر فـرو شـویند نقش چـون نگار تـو