دیوان اشعار خاقانی شروانی

اصلاح شده در 2011/08/18 20:44 توسط Administrator — دسته‌بندی شده به عنوان: خاقانی, شعر کهن, کتابها

غزلیات

الف، ب

شماره ١: ای آتش سودای تو خون کرده جگرها
شماره ٢: طبع تو دمساز نیست عاشق دلسوز را
شماره ٣: خوش خوش خرامان می روی، ای شاه خوبان تا کجا
شماره ٤: رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا
شماره ٥: ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا
شماره ٦: به زبان چرب جانا بنواز جان ما را
شماره ٧: بر سر کرشمه از دل خبری فرست ما را
شماره ٨: گرنه عشق او قضای آسمانستی مرا
شماره ٩: ای پار دوست بوده و امسال آشنا
شماره ١٠: اری فی النوم ما طالت نواها
شماره ١١: جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا
شماره ١٢: درد زده است جان من میوه جان من کجا
شماره ١٣: سر به عدم درنه و یاران طلب
شماره ١٤: گر مدعی نه ای غم جانان به جان طلب
شماره ١٥: مست تمام آمده است بر در من نیم شب
شماره ١٦: به یکی نامه خودم دریاب
شماره ١٧: ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب
شماره ١٨: رویم ز گریه بین چو گلین کاه زیر آب

ت

شماره ١٩: کار عشق از وصل و هجران درگذشت
شماره ٢٠: انصاف در جبلت عالم نیامده است
شماره ٢١: پای گریز نیست که گردون کمان کش است
شماره ٢٢: تا جهان است از جهان اهل وفائی برنخاست
شماره ٢٣: دل پیشکش تو جان نهاده است
شماره ٢٤: کار گیتی را نوائی مانده نیست
شماره ٢٥: اهل بر روی زمین جستیم نیست
شماره ٢٦: آگه نه ای که بر دلم از غم چه درد خاست
شماره ٢٧: در این عهد از وفا بوئی نمانده است
شماره ٢٨: از کف ایام امان کس نیافت
شماره ٢٩: زآتش اندیشه جانم سوخته است
شماره ٣٠: زخم زمانه را در مرهم پدید نیست
شماره ٣١: چه آفتی تو که کمتر غم تو هجران است
شماره ٣٢: حصن جان ساز در جهان خلوت
شماره ٣٣: بخت بدرنگ من امروز گم است
شماره ٣٤: طره مفشان که غرامت بر ماست
شماره ٣٥: در جهان هیچ سینه بی غم نیست
شماره ٣٦: مرا دانه دل بر آتش فتاده است
شماره ٣٧: من ندانستم که عشق این رنگ داشت
شماره ٣٨: چه نشینم که فتنه بر پای است
شماره ٣٩: آن کز می خواجگی است سرمست
شماره ٤٠: فرمان ملک چه ساحری ساخت
شماره ٤١: ای قول دل به رفیع الدرجات
شماره ٤٢: عیسی لب است یار و دم از من دریغ داشت
شماره ٤٣: دست قبا در جهان نافه گشای آمده است
شماره ٤٤: ای باد صبح بین که کجا می فرستمت
شماره ٤٥: لعل او بازار جان خواهد شکست
شماره ٤٦: دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت
شماره ٤٧: رخ تو رونق قمر بشکست
شماره ٤٨: از حال خود شکسته دلان را خبر فرست
شماره ٤٩: زان زلف مشک رنگ نسیمی به ما فرست
شماره ٥٠: روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشت
شماره ٥١: به باغ وصل تو خاری، رقیب صد ورد است
شماره ٥٢: تیره زلفا باده روشن کجاست
شماره ٥٣: دردی است درد عشق که درمان پذیر نیست
شماره ٥٤: شمع شب ها بجز خیال تو نیست
شماره ٥٥: سر سودای تو را سینه ما محرم نیست
شماره ٥٦: ما به غم خو کرده ایم ای دوست ما را غم فرست
شماره ٥٧: بس لابه که بنمودم و دل دار نپذرفت
شماره ٥٨: شوری ز دو عشق در سر ماست
شماره ٥٩: دل شد از دست و نه جای سخن است
شماره ٦٠: آن نازنین که عیسی دلها زبان اوست
شماره ٦١: عیسی لبی و مرده دلم در برابرت
شماره ٦٢: گر هیچ شبی وصل دلارام توان یافت
شماره ٦٣: چه گویی ز لب دوست شکر وام توان خواست
شماره ٦٤: کیست که در کوی تو فتنه روی نیست
شماره ٦٥: عشق تو قضای آسمانی است
شماره ٦٦: می خور که جهان حریف جوی است
شماره ٦٧: دل را ز دم تو دام روزی است
شماره ٦٨: ای دل به عشق بر تو که عشقت چه درخور است
شماره ٦٩: خاکی دلم که در لب آن نازنین گریخت
شماره ٧٠: خه که دگر باره دل، درد تو در برگرفت
شماره ٧١: به دو میگون لب و پسته دهنت
شماره ٧٢: هر که در عاشقی قدم نزده است
شماره ٧٣: جو به جو عشقت شمار دم زدن بر من گرفت
شماره ٧٤: سر و زر کو که منت یارم جست
شماره ٧٥: یارب آن خال بر آن لب چه خوش است
شماره ٧٦: در عشق تو عافیت حرام است
شماره ٧٧: به جائی رسید عشق که بر جای جان نشست
شماره ٧٨: چرا ننهم؟ نهم دل بر خیالت
شماره ٧٩: هر که به سودای چون تو یار بپرداخت
شماره ٨٠: دلم در بحر سودای تو غرق است
شماره ٨١: بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمت
شماره ٨٢: علم عشق عالی افتاده است
شماره ٨٣: فلک در نیکوئی انصاف دادت
شماره ٨٤: بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت

د

شماره ٨٥: آن ها که محققان راهند
شماره ٨٦: با او دلم به مهر و محبت نشانه بود
شماره ٨٧: طریق عشق رهبر برنتابد
شماره ٨٨: عقل در عشق تو سرگردان بماند
شماره ٨٩: دل کشید آخر عنان چون مرد میدانت نبود
شماره ٩٠: دولت عشق تو آمد عالم جان تازه کرد
شماره ٩١: دل پیش خیال تو صد دیده برافشاند
شماره ٩٢: صد یک حسن تو نوبهار ندارد
شماره ٩٣: تب دوشین در آن بت چون اثر کرد
شماره ٩٤: هر تار ز مژگانش تیری دگر اندازد
شماره ٩٥: عذر از که توان خواست که دلبر نپذیرد
شماره ٩٦: عشق تو چون درآید شور از جهان برآید
شماره ٩٧: عشق تو به گرد هر که برگردد
شماره ٩٨: آن زمان کو زلف را سر می برد
شماره ٩٩: سر نیست کز تو بر سر خنجر نمی شود
شماره ١٠٠: هر زمانی بر دلم باری رسد
شماره ١٠١: عشاق بجز یار سر انداز نخواهند
شماره ١٠٢: نگارینا به صحرا رو که صحرا حله می پوشد
شماره ١٠٣: عشق تو به هر دلی فرو ناید
شماره ١٠٤: فروغ جمالت نظر برنتابد
شماره ١٠٥: خوی او از خام کاری کم نکرد
شماره ١٠٦: ذره نماید آفتاب ار به جمال تو رسد
شماره ١٠٧: حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد
شماره ١٠٨: با یاد تو زهر بر شکر خندد
شماره ١٠٩: جانا لب تو پیش کش از ما چه ستاند
شماره ١١٠: مهر تو بر دیگران نتوان نهاد
شماره ١١١: پرده نو ساخت عشق، زخمه نو در فزود
شماره ١١٢: مرا وصلت به جانی برنیاید
شماره ١١٣: دل که در دام تو افتاد غم جان نبرد
شماره ١١٤: دل زخم تو را سپر ندارد
شماره ١١٥: بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد
شماره ١١٦: با کفر زلفت ای جان ایمان چه کار دارد
شماره ١١٧: آوازه جمالت چون از جهان برآمد
شماره ١١٨: وصل تو به وهم در نمی آید
شماره ١١٩: چشم ما بر دوخت عشق و پرده ما بردرید
شماره ١٢٠: دوست مرا رطل عشق تا خط بغداد داد
شماره ١٢١: دل رفت و می ندانم حالش که خود کجا شد
شماره ١٢٢: لعلت اندر سخن شکر خاید
شماره ١٢٣: دل از آن راحت جان نشکیبد
شماره ١٢٤: لب جانان دوای جان بخشد
شماره ١٢٥: اول از خود بری توانم شد
شماره ١٢٦: دل عاشق به جان فرو ناید
شماره ١٢٧: دل از آن دلستان به کس نرسد
شماره ١٢٨: عشق تو دست از میان کار برآورد
شماره ١٢٩: ازین ده رنگ تر یاری نپندارم که کس دارد
شماره ١٣٠: می وقت صبوح راوقی باید
شماره ١٣١: تو را نازی است اندر سر که عالم بر نمی تابد
شماره ١٣٢: چه روح افزا و راحت باری ای باد
شماره ١٣٣: چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد
شماره ١٣٤: باغ جان را صبوحی آب دهید
شماره ١٣٥: دل نام تو بر نگین نویسد
شماره ١٣٦: فراقت ز خون ریز من در نماند
شماره ١٣٧: آتش عشق تو دید صبرم و سیماب شد
شماره ١٣٨: دل بسته زلف تو شد از من چه نویسد
شماره ١٣٩: آتش عیاره ای آب عیارم ببرد
شماره ١٤٠: خاکی دلم به گرد وصالش کجا رسد
شماره ١٤١: اندرآ ای جان که در پای تو جان خواهم فشاند
شماره ١٤٢: سخن با او به موئی درنگیرد
شماره ١٤٣: دلم آخر به وصالش برسد
شماره ١٤٤: سر زلفت چو در جولان بیاید
شماره ١٤٥: دل دادم و کار برنیامد
شماره ١٤٦: مرا غم تو به خمار خانه باز آورد
شماره ١٤٧: مکن کز چشم من بر خاک سیل آتشین خیزد
شماره ١٤٨: بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد
شماره ١٤٩: شور عشق تو در جهان افتاد
شماره ١٥٠: عقل ز دست غمت دست به سر می رود
شماره ١٥١: روی تو را در رکاب شمس و قمر می رود
شماره ١٥٢: دل سکه عشق می نگرداند
شماره ١٥٣: تا مرا عشق یار غار افتاد
شماره ١٥٤: دلبر آن به که کسش نشناسد
شماره ١٥٥: نقش تو خیال برنتابد
شماره ١٥٦: روی تو چون نوبهار جلوه گری می کند
شماره ١٥٧: زین وجودت به جان خلاص دهند
شماره ١٥٨: روزم به نیابت شب آمد
شماره ١٥٩: ماه را با نور رویش بیش مقداری نماند
شماره ١٦٠: ز خوبان جز جفاکاری نیاید
شماره ١٦١: خار غم تو گل طرب دارد
شماره ١٦٢: زهر با یاد تو شکر گردد
شماره ١٦٣: عشقت چو درآمد ز دلم صبر بدر شد
شماره ١٦٤: آن را که غم گسار تو باشی چه غم خورد
شماره ١٦٥: آنچه تو کردی بتا نه شرط وفا بود
شماره ١٦٦: رخ به زلف سیاه می پوشد
شماره ١٦٧: آواز حسنت ای جان هفت آسمان بگیرد
شماره ١٦٨: آنچه عشق دوست با من می کند
شماره ١٦٩: مرد که با عشق دست در کمر آید
شماره ١٧٠: عشق تو اندر دلم شاخ کنون می زند
شماره ١٧١: نی دست من به شاخ وصال تو بر رسید
شماره ١٧٢: این عشق آتشینم دود از جهان برآرد
شماره ١٧٣: دلم ز هوای تو بر نمی گردد
شماره ١٧٤: صبح چون جیب آسمان بگشاد
شماره ١٧٥: آن دم که صبح بینش من بال برگشاد
شماره ١٧٦: زان بخششی که بر در عالم شد
شماره ١٧٧: آباد بر آن شب که شب وصلت ما بود
شماره ١٧٨: عافیت کس نشان دهد؟ ندهد
شماره ١٧٩: دل ز گیتی وفاجویی ندارد
شماره ١٨٠: دل جام جام، زهر غمان هر زمان کشد
شماره ١٨١: آمد نفس صبح و سلامت نرسانید
شماره ١٨٢: آن کو چو تو دلربای دارد
شماره ١٨٣: چون زلف یار گیرم دستم به یارب آید
شماره ١٨٤: با درد تو کس منت مرهم نپذیرد
شماره ١٨٥: آوازه جمالت اندر جهان فتاد
شماره ١٨٦: در خوشاب را لبت سخت خوش آب می دهد
شماره ١٨٧: عشقت آتش ز جان برانگیزد

ر، ز، س، ش

شماره ١٨٨: پیش لب تو حلقه به گوشم بنفشه وار
شماره ١٨٩: پیش صبا نثار کنم جان شکوفه وار
شماره ١٩٠: دل پرده عشق توست برگیر
شماره ١٩١: خون ریزی و نندیشی، عیار چنین خوش تر
شماره ١٩٢: خیز و به ایام گل باده گلگون بیار
شماره ١٩٣: بر سر من نامده است از تو جفاجوی تر
شماره ١٩٤: رحم کن رحم، نظر باز مگیر
شماره ١٩٥: حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار
شماره ١٩٦: آن خال جو سنگش ببین، آن روی گندمگون نگر
شماره ١٩٧: سرهای سراندازان در پای تو اولی تر
شماره ١٩٨: فتاده ام به طلسم کشاکش تقدیر
شماره ١٩٩: روز عمرم در شب افتاده است باز
شماره ٢٠٠: ای دل آن زنار نگسستی هنوز
شماره ٢٠١: دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز
شماره ٢٠٢: از این ده رنگ تر یاری نپندارم که دارد کس
شماره ٢٠٣: بوی وفا ز گلبن عالم نیافت کس
شماره ٢٠٤: مه نجویم، مه مرا روی تو بس
شماره ٢٠٥: کشد مو بر تن نخجیر تیر از شوق پیکانش
شماره ٢٠٦: هر دل که غم تو داغ کردش
شماره ٢٠٧: عقل ما سلطان جان می خواندش
شماره ٢٠٨: چو به خنده بازیابم اثر دهان تنگش
شماره ٢٠٩: خسته ام نیک از بد ایام خویش

م

شماره ٢١٠: بس سفالین لب و خاکین رخ و سنگین جانم
شماره ٢١١: از دو عالم دامن جان درکشم هر صبح دم
شماره ٢١٢: کو صبح که بار شب کشیدم
شماره ٢١٣: نه رای آنکه ز عشق تو روی برتابم
شماره ٢١٤: از دهر غدر پیشه وفائی نیافتم
شماره ٢١٥: از گشت چرخ کار به سامان نیافتم
شماره ٢١٦: بر سریر نیاز می غلطم
شماره ٢١٧: با بخت در عتابم و با روزگار هم
شماره ٢١٨: در سایه غم شکست روزم
شماره ٢١٩: در سینه نفس چنان شکستم
شماره ٢٢٠: ز خاک پاشی در دستخون فروماندیم
شماره ٢٢١: گر به عیار کسان از همه کس کمتریم
شماره ٢٢٢: تا چند ستم رسیده باشم
شماره ٢٢٣: نماند اهل رنگی که من داشتم
شماره ٢٢٤: از هستی خود که یاد دارم
شماره ٢٢٥: گرچه به دست کرشمه تو اسیرم
شماره ٢٢٦: منم آن کز طرب غمین باشم
شماره ٢٢٧: دردی که مرا هست به مرهم نفروشم
شماره ٢٢٨: خون دلم مخور که غمان تو می خورم
شماره ٢٢٩: ما از عراق جان غم آلود می بریم
شماره ٢٣٠: الصبوح ای دل که ما بزم قلندر ساختیم
شماره ٢٣١: به کوی عشق تو جان در میان راه نهم
شماره ٢٣٢: ای قوم الغیاث که کار اوفتاده ایم
شماره ٢٣٣: یک نظر دوش از شکنج زلف او دزدیده ام
شماره ٢٣٤: دل بشد از دست دوست را به چه جویم
شماره ٢٣٥: زنگ دل از آب روی شستیم
شماره ٢٣٦: این خود چه صورت است که من پای بست اویم
شماره ٢٣٧: گفتم آه آتشین بس کن، نه من خاک توام
شماره ٢٣٨: نام تو چون بر زبان می آیدم
شماره ٢٣٩: از تف دل آتشین دهانم
شماره ٢٤٠: کفر است راز عشقت پنهان چرا ندارم
شماره ٢٤١: نازی است تو را در سر، کمتر نکنی دانم
شماره ٢٤٢: به میدان وفا یارم چنان آمد که من خواهم
شماره ٢٤٣: گفتم به ری مراد دل آسان برآورم
شماره ٢٤٤: مرا گوئی چه سر داری، سر سودای او دارم
شماره ٢٤٥: چون تلخ سخن رانی تنگ شکرت خوانم
شماره ٢٤٦: گر رحم کنی جانا جان بر سرت افشانم
شماره ٢٤٧: ما پیشکش تو جان فرستیم
شماره ٢٤٨: دیده در کار لب و خالش کنم
شماره ٢٤٩: دل به سودای بتان دربسته ام
شماره ٢٥٠: جانا ز سر مهر تو گشتن نتوانم
شماره ٢٥١: به صفت، عاشق جمال توایم
شماره ٢٥٢: امروز دو هفته است که روی تو ندیدم
شماره ٢٥٣: طبع تو دمساز نیست چاره چه سازم
شماره ٢٥٤: ای جفت دل من از تو فردم
شماره ٢٥٥: خوش خوش از عشق تو جانی می کنم
شماره ٢٥٦: من در طلب یارم ز اغیار نیندیشم
شماره ٢٥٧: دل را به غم تو باز بستیم
شماره ٢٥٨: خیز تا رخت دل براندازیم
شماره ٢٥٩: یارب از عشق چه سرمستم و بی خویشتنم
شماره ٢٦٠: نزل عشقت جان شیرین آورم
شماره ٢٦١: نیم شب پی گم کنان در کوی جانان آمدم
شماره ٢٦٢: در عشق ز تیغ و سر نیندیشم
شماره ٢٦٣: ما دل به دست مهر تو زان باز داده ایم
شماره ٢٦٤: تا من پی آن زلف سرافکنده همی دارم
شماره ٢٦٥: تو را در دوستی رائی نمی بینم، نمی بینم
شماره ٢٦٦: دست از دو جهان کشیده خواهم
شماره ٢٦٧: ز باغت بجز بوی و رنگی نبینم
شماره ٢٦٨: ز باغ عافیت بوئی ندارم
شماره ٢٦٩: طاقتی کو که به سر منزل جانان برسم
شماره ٢٧٠: دارم سر آنکه سر برآرم
شماره ٢٧١: از گلستان وصل نسیمی شنیده ام

ن

شماره ٢٧٢: دلا زارت برون نتوان نهادن
شماره ٢٧٣: خرمی کان فلک دهد غم دان
شماره ٢٧٤: برون از جهان تکیه جایی طلب کن
شماره ٢٧٥: سوختم چون بوی برناید ز من
شماره ٢٧٦: ای صبح مرا حدیث آن مه کن
شماره ٢٧٧: غصه آسمان خورم دم نزنم، دریغ من
شماره ٢٧٨: دلا با عشق پیمان تازه گردان
شماره ٢٧٩: رخش حسن ای جان شگرفی را به میدان درفکن
شماره ٢٨٠: دلم دردمند است باری برافکن
شماره ٢٨١: آب و سنگم داد بر باد آتش سودای من
شماره ٢٨٢: ترک سن سن گوی توسن خوی سوسن بوی من
شماره ٢٨٣: از عشق دوست بین که چه آمد به روی من
شماره ٢٨٤: ای باد بوی یوسف دلها به ما رسان
شماره ٢٨٥: بر سر بازار عشق آزاد نتوان آمدن
شماره ٢٨٦: ای لعل تو پرده دار پروین
شماره ٢٨٧: روی است بنامیزد یا ماه تمام است آن
شماره ٢٨٨: تا مرا سودای تو خالی نگرداند ز من
شماره ٢٨٩: تا دل غم او دارد نتوان غم جان خوردن
شماره ٢٩٠: در یک سخن آن همه عتیبش بین
شماره ٢٩١: شب من دام خورشید است گوئی زلف یار است این

و، ه

شماره ٢٩٢: درد دل گویم از نهان بشنو
شماره ٢٩٣: آخر چه خون کرد این دلم کامد به ناخن خون او
شماره ٢٩٤: تو چه دانی که من از وفا چه نمودم به جای تو
شماره ٢٩٥: سینه پر آتشم چو میغ از تو
شماره ٢٩٦: شد آبروی عاشقان از خوی آتش ناک تو
شماره ٢٩٧: گرچه جانی از نظر پنهان مشو
شماره ٢٩٨: چه کرده ام بجای تو که نیستم سزای تو
شماره ٢٩٩: پشت پایی زد خرد را روی تو
شماره ٣٠٠: در عشق داستانم و بر تو به نیم جو
شماره ٣٠١: بسته زلف اوست دل، ای دل از آن کیست او
شماره ٣٠٢: ای تماشاگه جان بر طرف لاله ستان تو
شماره ٣٠٣: رخت تمنای دل بر در عشاق نه
شماره ٣٠٤: افدی بنفس من بدت فی المهد عنی غافله
شماره ٣٠٥: خیال روی توام غم گسار و روی تو نه
شماره ٣٠٦: هست به دور تو عقل نام شکسته
شماره ٣٠٧: در دستت اوفتادم چون مرغ پر بریده
شماره ٣٠٨: ای از پی آشوب ما از رخ نقاب انداخته
شماره ٣٠٩: سرمستم و تشنه، آب در ده
شماره ٣١٠: در صبوح آن راح ریحانی بخواه
شماره ٣١١: ای برقرار خوبی، با تو قرار من چه
شماره ٣١٢: ای دل به جفات جان نهاده
شماره ٣١٣: ای زیر نقاب مه نموده
شماره ٣١٤: ای چشم پر خمارت دلها فگار کرده
شماره ٣١٥: درا تا سیل بنشانم ز دیده
شماره ٣١٦: ماه نو و صبح بین پیاله و باده

ی

شماره ٣١٧: از زلف هر کجا گرهی برگشاده ای
شماره ٣١٨: روی درکش ز دهر دشمن روی
شماره ٣١٩: زین تنگنای وحشت اگر باز رستمی
شماره ٣٢٠: غم بنیاد آب و گل چه خوری
شماره ٣٢١: روز دانش به ازین بایستی
شماره ٣٢٢: ای دل ای دل هلاک تن کردی
شماره ٣٢٣: خاک بغداد در آب بصرم بایستی
شماره ٣٢٤: شوریده کرد ما را عشق پری جمالی
شماره ٣٢٥: ای راحت جان ها به تو، آرام جان کیستی
شماره ٣٢٦: ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی
شماره ٣٢٧: ای ترک دلستان ز شبستان کیستی
شماره ٣٢٨: کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی
شماره ٣٢٩: یکی بخرام در بستان که تا سرو روان بینی
شماره ٣٣٠: زره زلف بر قبا شکنی
شماره ٣٣١: این چه شور است آخر ای جان کز جهان انگیختی
شماره ٣٣٢: جان بخشمت آن ساعت کز لب شکرم بخشی
شماره ٣٣٣: تا بیش دل خراب داری
شماره ٣٣٤: تب ها کشم از هجر تو شب های جدائی
شماره ٣٣٥: گلی از باغ وفا آمده ای
شماره ٣٣٦: باز از کرشمه زخمه نو در فزوده ای
شماره ٣٣٧: تا حلقه های بهم برشکسته ای
شماره ٣٣٨: چه کرده ام که مرا پایمال غم کردی
شماره ٣٣٩: آن لعل شکر خنده گر از هم بگشایی
شماره ٣٤٠: تاطرف کلاه برشکستی
شماره ٣٤١: یا وصل تو را نشانه بایستی
شماره ٣٤٢: بر دیده ره خیال بستی
شماره ٣٤٣: عالم افروز بهارا که تویی
شماره ٣٤٤: گر زیر زلف بند او باد صبا جا یافتی
شماره ٣٤٥: چه کردم کاستین بر من فشاندی
شماره ٣٤٦: جان از تنم برآید چون از درم درآئی
شماره ٣٤٧: هر زمان بر جان من باری نهی
شماره ٣٤٨: دیدی که هیچگونه مراعات من نکردی
شماره ٣٤٩: ز بدخوئی دمی خو وانکردی
شماره ٣٥٠: کاشکی جز تو کسی داشتمی
شماره ٣٥١: درآ کز یک نظر جان تازه کردی
شماره ٣٥٢: دوست داری که دوستدار کشی
شماره ٣٥٣: تا لوح جفا درست کردی
شماره ٣٥٤: ز دلت چه داد خواهم که نه داور منی
شماره ٣٥٥: خاک توام مرا چه خوری خون به دوستی
شماره ٣٥٦: دل نداند تو را چنان که توئی
شماره ٣٥٧: بانگ آمد از قنینه کآباد بر خرابی
شماره ٣٥٨: دلم که مرغ تو آمد به دام باز گرفتی
شماره ٣٥٩: به خرد راه عشق می پوئی
شماره ٣٦٠: خود لطف بود چندان ای جان که تو داری
شماره ٣٦١: صید توام فکندی و در خون گذاشتی
شماره ٣٦٢: به رخت چه چشم دارم که نظر دریغ داری
شماره ٣٦٣: زین نیم جان که دارم جانان چه خواست گوئی
شماره ٣٦٤: مرا روزی نپرسی کآخر ای غم خوار من چونی
شماره ٣٦٥: هرگز بود به شوخی چشم تو عبهری
شماره ٣٦٦: گر قصد جان نداری، خونم چرا خوری
شماره ٣٦٧: خطی بر سوسن از عنبر کشیدی
شماره ٣٦٨: هدیه پای تو زر بایستی
شماره ٣٦٩: ناز جنگ آمیز جانان برنتابد هر دلی
شماره ٣٧٠: دشوار عشق بر دلم آسان نمی کنی
شماره ٣٧١: گرنه تو ای زود سیر تشنه خون منی
شماره ٣٧٢: چه کرد این بنده جز آزاد مردی
شماره ٣٧٣: مرا تا جان بود جانان تو باشی
شماره ٣٧٤: گر بر در وصالت امید بار بودی
شماره ٣٧٥: با هیچ دوست دست به پیمان نمی دهی
شماره ٣٧٦: دلم غارتیدی ز بس ترک تازی
شماره ٣٧٧: خاک شدم در تو را آب رخم چرا بری
شماره ٣٧٨: هر روز به هر دستی رنگی دگر آمیزی
شماره ٣٧٩: از بوالعجبی هردم رنگ دگر آمیزی
شماره ٣٨٠: ای دیده ره ز ظلمت غم چون برون بری
شماره ٣٨١: عتاب رنگ به من نامه ای فرستادی
شماره ٣٨٢: ز من گسستی و با دیگران بپیوستی
شماره ٣٨٣: یک زبان داری و صد عشوه گری
شماره ٣٨٤: تو را افتد که با ما سر برآری
شماره ٣٨٥: در عشق، فتوح چیست؟ دانی
شماره ٣٨٦: گویم همه دل منی و جانی
شماره ٣٨٧: خاکم که مرا منی نیابی
شماره ٣٨٨: ماهی که مه از قفای او بینی
شماره ٣٨٩: داور جانی، پس این فریاد جان چون نشنوی
شماره ٣٩٠: ای رخ نورپاش تو پیشه گرفته دلبری
شماره ٣٩١: دلم خاک تو شد گو باش من خون می خورم باری
شماره ٣٩٢: اذا ما الطیر غنت فی الصباح
شماره ٣٩٣: تعاطی الکاس من شان الصبوح
شماره ٣٩٤: ما انصف ندمانی لو انکر ادمانی
شماره ٣٩٥: یارب لیل مظلم قد قلت یارب ارحم
شماره ٣٩٦: قم بکرة و خذها با کورة الحیات
شماره ٣٩٧: از روی تو فروزد شمع سرای عیسی
شماره ٣٩٨: چو عمر رفته تو کس را به هیچ کار نیایی
شماره ٣٩٩: دیوانه شوم چون تو پری وار نمایی
شماره ٤٠٠: لاله رخا سمن برا سرو روان کیستی
شماره ٤٠١: باز از نوای دلبری سازی دگرگون می زنی

قصاید

در یکتا پرستی و ستایش حضرت خاتم الانبیاء
مطلع دوم
در پند و اندرز و مدح پیامبر بزرگوار
در حکمت و موعظه و مدح خاتم الانبیا (ص)
در نعت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله
در پند و اندرز و معراج حضرت ختمی مرتبت
در مباهات و نکوهش حسودان
در شکایت از حبس و بند و مدح عظیم الروم عز الدوله قیصر
این قصیده را ارتجالا در مدح شروان شاه منوچهر و صفت شکارگاه او و بنای بند باقلانی سروده است
رشید الدین وطوط در مدح خاقانی قصیده ای مشتمل بر سی و یک بیت سرود و برای او فرستاد که اولش این است «ای سپهر قدر را خورشید و ماه وی سریر فضل را دستور و شاه » «افضل الدین بوالفضایل بحر فضل فیلسوف دین فزای کفر گاه » خاقانی در جواب وی گفته است
در ستایش ابوالمظفر جلال الدین شروان شاه
مطلع دوم
در صفت عشق و مدح شیخ الاسلام ناصر الدین ابراهیم
مطلع دوم
مطلع سوم
مطلع چهارم
این قصیده را منطق الطیر گویند مطلع اول در وصف صبح و مدح کعبه و مطلع ثانی در وصف بهار و مدح پیامبر بزرگوار
مطلع دوم
در مدح خاقان اکبر شروان شاه منوچهربن فریدون و بستن سد باقلانی و التزام صبح در هر بیت
مطلع دوم
مطلع سوم
مطلع چهارم
سوگند نامه و مدح رضی الدین ابونصر نظام الملک وزیر شروان شاه
در تحسر و تالم از مرگ کافی افدین عمربن عثمان عموی خود گوید
در مدح دستور اعظم مختار الدین
در فقر و گوشه نشینی و گله از سفر
در شکایت از زندان
در مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان شروان شاه و ملکه
در مدح صفوة الدین بانوی شروان شاه
در مدح خواجه همام الدین حاجب و یاد کردن از مرگ منوچهر
در مدح صفوة الدین بانوی شروان شاه
در بی اعتنایی به دنیا
در مدح عموی خود کافی الدین شروانی
وله ایضا
در حسب حال و شکایت از استرداد ملکی که بوی داده بودند
این قصیده را حرز الحجاز خوانند در کعبه علیا انشاء کرده و بر بالین مقدس پیغمبر اکرم صلوات الله علیه در یثرب به پایان آورده
این قصیده را نهزة الارواح و نزهة الاشباح گویند و در کعبه معظمه انشاء کرده مطلع اول صفت عشق و مقصد صدق کند و باز شرح منازل و مناسک راه کعبه دهد از بغداد تا مکه
مطلع دوم
مطلع سوم
این قصیده به نام کنز الرکاز است و خاقانی آن را در ستایش پیغمبر اکرم و در جوار تربت مقدس آن حضرت سروده است
این قصیده را در جواب امام مجد الدین سروده و به مدح شاه اخستان پایان داده است
در شکایت از زندان
در شکایت از روزگار
قصیده
در نکوهش و ملامت حسودان
در ستایش ابو المظفر اخستان شروان شاه
مطلع دوم
مطلع سوم
در ستایش مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز
مطلع دوم
مطلع سوم
در ستایش اتابک منصور فرمانروای شماخی و ابوالمظفر شروان شاه
مطلع دوم
در ستایش منوچهر بن فریدون شروان شاه
تجدید مطلع
در ستایش اتابک اعظم مظفر الدین قزل ارسلان عثمان بن ایلدگز
مطلع دوم
در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران
مطلع دوم
وقتی او را از رفتن به خراسان منع می کردند مشتاقانه این قصیده را سرود
این قصیده را در زمان کودکی در ستایش فخر الدین منوچهر بن فریدون شروان شاه سروده است
در ستایش صفوة الدین بانوی شروان شاه اخستان
در رثاء امام محمد بن یحیی و حادثه حبس سنجر در فتنه غز
این قصیده را در مرثیه فرزند خویش امیر رشید الدین سروده و آن را ترنم المصائب گویند
مطلع دوم
در بیماری فرزند و تاثر از درگذشت وی گوید
در رثاء امام ابو عمر و اسعد
در رثاء بهاء الدین احمد
در رثاء امام شهاب الدین
در بیان عشق و گوشه نشینی و ستایش عصمة الدین خواهر منوچهر
در حکمت و اندرز
در تهنیت ولادت فرزند اخستان شاه
تجدید مطلع
در ستایش رکن الدین محمد بن عبد الرحمن طغان یزک
در ستایش صفوه الدین بانوی شروان شاه
در ستایش ملک الوزرا زین الدین دستور عراق
مطلع دوم
مطلع سوم
در ستایش ملک ارسلان مظفر
مطلع دوم
مطلع سوم
مطلع چهارم
مطلع پنجم
در ستایش علاء الدین آتسزبن محمد خوارزم شاه
مطلع دوم
در پند و اندرز و ستایش رکن الدین مفتی خوی و رکن الدین عالم ری و تاج الدین رازی ابن امین الدین
مطلع دوم
مطلع سوم
در رثاء امام عز الدین ابوعمر و اسعد
قصیده مرآت الصفا، در حکمت و تکمیل نفس
این قصیده را مذکورة الاسحار خوانند و در کعبه معظمه انشاد کرده و در وصف مناسک حج و تخلص به مدح ملک الوزرا جمال الدین اصفهانی نموده که تعمیر حرم کرده بود و خواص مکه این قصیده را به زر نوشتند
مطلع دوم
مطلع سوم
مطلع چهارم
در ستایش فخر الدین منوچهر شروان شاه به التزام لفظ «عید» در هر بیت
مطلع دوم
مطلع سوم
مطلع چهارم
این قصیده بر بدیهه در ساحل باکو به نزدیک آتش خودسوز در وصف شکار کردن خاقان اکبر منوچهر شروان شاه
در ستایش ملک الرؤسا شمس الدین محمودبن علی
در ستایش فخر الدین شروان شاه منوچهر
در رثاء امام محمد بن یحیی خراسانی و خفه شدن او به دست غزان
هنگام حبس در عزلت و قناعت و تخلص به مدح خاتم انبیاء
در شکایت از روزگار و مدح پیغمبر بزرگوار و یاد از کعبه معظمه
در حماسه و نکوهش حسودان و سخنی در حکمت
مطلع دوم
در دل تنگی و شکایت از روزگار و خوش دلی از گوشه گیری و قناعت
در وصف خاک مقدسی که از بالین حضرت ختمی مرتبت آورده بود
در ستایش سلطان غیاث الدین محمد بن محمود بن محمد بن ملک شاه سلجوقی
مطلع دوم
مطلع سوم
در ستایش بهاء الدین محمد دبیر خوارزم شاه تکش بن ایل ارسلان
مطلع دوم
مطلع سوم
در شکایت از روزگار و دوستان و ستایش تهمتن پهلوان
مطلع دوم
در مدح امام ناصر الدین ابراهیم
در شکایت و عزلت
در ستایش مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز
در مدح عصمت الدین خواهر منوچهر و شفیع آوردن برای اجزاه سفر
در موعظه و نصیحت و تخلص به ستایش بهاء الدین سعد بن احمد
در شکایت از روزگار
در ستایش خراسان و آرزوی وصول به آن مدح صدر جهان محیی الدین
در مرثیه شیخ الاسلام عمدة الدین محمد بن اسعد طوسی نیشابوری شافعی معروف به حفده
در مرثیه نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد کیالواشیر
در شکایت از روزگار و مردم
در رثاء خانواده خود
باز هم در مرثیه خانواده خویش
در شکایت از جهان و نعت خاتم پیغمبران
در موعظه و گوشه گیری
در عزلت و قناعت و بی طمعی
در موعظه و تجرید و تخلص به مرگ عموی خود
در تجرید و عزلت و قناعت و بی طمعی و شکایت از روزگار
در شکایت و عزلت و تخلص به نعت پیامبر بزرگوار
در شکایت و عزلت و حبس و تخلص به نعت پیغمبر اکرم
امام مطلق نجم المله والدین ابوالفضایل احمد سیمگر در مدح خاقانی گفته بود
خاقانی درجواب ابوالفضایل احمد سیمگر گوید
در مذمت مغرضان و حسودان
در ستایش جلال الدین ابوالفتح شروان شاه
مطلع دوم
مطلع سوم
در مدح شروان شاه منوچهر
مطلع دوم
در مدح قاضی القضاة احمشاد
مطلع دوم
مطلع سوم
در مدح ابوالمظفر شروان شاه
در ستایش موفق الدین عبد الغفار
مطلع دوم
مطلع سوم
درستایش اصفهان
هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری
در مدح ملک الوزراء زین الدین دستور عراق
در مرثیه قدوة الحکماء کافی الدین عم خویش
در مدح پیغمبر اکرم (ص)
در مدح پدر خویش علی نجار
مطلع دوم
مطلع سوم
در تغزل و شکایت
این قصیده را تحفة الحرمین و تفاحة الثقلین خوانند در کعبه معظمه انشاد کرده و پیش حظیره مقدس پیغمبر اکرم به عرض و اتمام آورده است
مطلع دوم در وداع کعبه
در عزلت و حکمت و موعظه و ریاضت و انتباه و ارشاد
در عزلت و فقر و قناعت و تجرید
در تحقیق و وعظ و ذکر صفای صبح
در مدح ابوالفتح شروان شاه منوچهر
مطلع دوم
مطلع سوم
در مدح غیاث الدین محمد مسعود ملک شاه
در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان بن منوچهر
در مدح خاقان اکبر منوچهر شروان شاه
مطلع دوم
مطلع سوم
در مدح ابو المظفر شروان شاه اخستان بن منوچهر
مطلع دوم
مطلع سوم
در تهنیت عید و مدح جلال الدین شروان شاه اخستان بن منوچهر
مطلع دوم
مطلع سوم
در مدح عصمة الدین عمه اخستان
در حال بیماری به اشتیاق خراسان
در مدح صفوة الدین بانو و بیان توفیق ادای حج او
این مرثیه را از زبان قرة العین امیر رشید فرزند خود گوید
مطلع دوم
در موعظه و حکمت و مرثیه امام ناصر الدین ابراهیم
در مدح فخر الدین ابوالفتح منوچهر شروان شاه
مطلع دوم
مطلع سوم
مطلع چهارم
در مدح ابوالمظفر جلال الدین شروان شاه اخستان
مطلع دوم
در مدح ابوالمظفر جلال الدین شروان شاه اخستان
در تهنیت عید و مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان بن منوچهر بن فریدون
مطلع دوم
در شکایت از زمان و مذمت اقران
در حکمت و قناعت و عزلت
در مذمت آب و هوای ری گوید
در مرثیه قدوة الحکما کافی الدین عم خود
در مرثیه وحید الدین شروانی
قصیده
در رثاء امام شهاب الدین ابوالفضائل شروانی
قصیده
درباره بیماری خود
قصیده
در رثاء خانواده خود
ایضا در مرثیه خانواده خود
قصیده
قصیده
قصیده
در مرثیه سپهبد کیالواشیر
در رثاء زوجه خود
در ستایش عز الدوله
قصیده
قصیده
قصیده
قصیده
قصیده
در ستایش شروان شاه
قصیده
قصیده
قصیده
قصیده
قصیده
قصیده
قصیده

قطعات

در حکمت
در طلب جایزه
در مدح شروان شاه
در مدح پهلوان جهان
در مدح جمال الانام حسام الدین
در مدح جلال الدین الخزاری
در مدح منوچهر شروان شاه برای بستن سد باقلانی
در مدح
در حسب حال خود
در نصیحت و پند
در شکایت و حکمت
در شکر
در حکمت و پند
در عزلت
در بیان دوستی و دشمنی خلق
در مدح جمال الدین موصلی وزیر
در نکوهش حسودان
در نصیحت
در هجو شهر زوری
در مدح نظام الملک قوام الدین
در مدح نظام الملک قوام الدین
در موعظه و نصیحت
در حماسه
در توصیف قصر صفوة الدین بانوی منوچهر شروان شاه
در بحث با معطل
در مرثیه منوچهر شروان شاه
در ذم غرور به مال
در رثاء پسر خود رشید الدین و وفات دختر
در نکوهش مقلدان
در ذم بی هنران
در رثاء دختر خویش
در شکر
در مرثیه وحید الدین عموی خود
در علم و جهل
در باره فوت دختر خود
در هجو خواجه اسعد
در استغناء طبع خویش
در شکر باری تعالی
در صفت میر گشتاسب مطرب
در مدح شروان شاه
در مدح صفوة الدین مادر اخستان
در مدح مجاهد الدین نظام
در هجو شهر زوری
در موعظه
در مرثیه عز الدین بوعمران
در استغنای طبع
در دعای مادر
در مدح خاقان اعظم منوچهر شروان شاه
در نکوهش زن
در تقاضای ده شتر از امیر الحاج
در وصول ده شتر از امیر الحاج
در مدح رکن الدین محمدبن عبد الرحمن طغان یزک
در مرثیه خواجه ناصر الدین ابراهیم عارف گنجه ای
در مرثیه امیر رشید الدین اسد شروانی
در مرثیه امام محمد یحیی
ایضا در مرثیه امام محمد یحیی و خفه شدن او به دست غزان
در مرثیه
در هنگام زیارت مدینه منوره گفته و در آن خاک نهفته است
در مدح مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز
در مرثیه امام ابو عمر و اسعد
در رثاء فرزند
این قطعه را در واقعه حبس خویش گفته
در مرثیه امام ناصر الدین ابراهیم باکوئی
در مدح منوچهر شروان شاه و شکایت اخستان شاه
در مدح خاموشی
در مدح قاضی عمربن عبدالعزیز
در مدح مجد الدین افتخار الاسلام
در توصیف قلم و دوات خود
در مرثیه وحید الدین عم خود
در مدح اقضی القضاة عز الدین بوعمران
در حماسه
در مرثیه وحید الدین عموی خود
در جواب هجوی که در باره او گفته بودند
در باره رشید الدین وطواط
بالبدیهه در مدح ابوالهیجا خاقان اکبر منوچهر بن فریدون شروان شاه
در تولد دختر خود
در مذمت کیمیاگری و صنعت اکسیر
در تحسر مرگ رشید فرزند خود
در مرثیه صدر الدین
در مرثیه وحید الدین عموی خود
در حق مادر خویش
فیلسوف اجل افضل الدین ساوی این قطعه را در آنوقت که خاقانی به رسالت سلطان ارسلان رفته بود بدو فرستاد
خاقانی این قطعه را به جواب فیلسوف فرستاد
در مرثیه وحید الدین پسر عم خود
در رثاء جمال الدین ابوجعفر محمدبن علی بن منصور اصفهانی وزیر قطب الدین صاحب موصل
در مرثیه اهل بیت خود
در هجو رشید الدین وطواط
در شکر عطای جاریه که پادشاه وقت به او کرده است
این قطعه را ارتجالا ساخته و به دار الخلافه بغداد فرستاده است
در هجو
در مدح تاج الدین
در مرثیه عماد الدین
در شکر انعام رئیس شمس الدین
در شکر ایادی شمس الدین رئیس
در مرثیه جمال الدین اصفهانی وزیر صاحب موصل و وحید الدین عموی خود
این قطعه را در جواب قصیده رشید وطواط گفته است
در مرثیه عمدة الدین
در مرثیه رشید الدین فرزند خود
در مرثیه عمدة الدین محمد بن اسعد از ائمه شافعیه
در طیبت
در هجو رشید وطواط
در شکر ایادی و انعام رئیس شمس الدین والی ارجیش
در مدح اقضی القضاة علی و آمدن به عیادت خاقانی
در مرثیه اهل بیت خود
در هجو رشید وطواط
در موعظه
در مدح عز الدین ابو عمران
در هجو
در تعریض بر پندار رازی
بالبدیهه در صفت خربزه
در مرثیه فلکی شروانی
خاقانی برای دوستی اسب و این شعر را فرستاد
در حسرت عمر گذشته
در هجو رشید وطواط
در مدح عز الدین امیر یوسف سپه سالار
در مدح علاء الدین اتسز شاه خوارزم
در ترک شهوترانی
در نکوهش بغداد
در حماسه و مدح خود
در شکایت از روزگار
در مرثیه اهل بیت خود
در جواب مردی سروده که عنصری را بر او ترجیح داده است
شکرانه صلت اسپهبد کیالواشیر
در مرثیه سلطان شرق
در مرثیه اسپهبد کیالواشیر
شعر قاضی تنوخی
در هجو رشید الدین وطواط
در هجو یکی از وزرای شروان شاه
در هجو

ترجیعات

در مدح جلال الدین اخستان شروان شاه
در مدح خاقان اعظم جلال الدین شروان شاه اخستان
در مدح سلطان مظفر الدین قزل ارسلان
در مدح امام الشارع وحید الدین ابو المفاخر عثمان پسر کافی الدین عمر پسر عم و داماد خاقانی
در مدح خاقان کبیر جلال الدین ابو المظفر شروان شاه
در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان
در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان

ترکیبات

در وعظ و حسن تخلص به نعت پیغمبر اکرم و تخلص به مدح ناصر الدین ابراهیم
در مدح خاقان کبیر جلال الدین والدنیا شروان شاه اخستان
در مدح رکن الدین ارسلان شاه بن طغرل
در مدح سلطان جلال الدین ابو المظفر شروان شاه اخستان
در مدح ملک الوزراء مختار الدین
در مرثیه خاقان اعظم منوچهر پسر فریدون شروان شاه
در مرثیه امیر عضد الدین فریبرز و خواهر او، دو فرزند شروان شاه
در مرثیه خواجه ابوالفارس
در مرثیه فرزند خود رشید الدین

رباعیات

قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم

قصاید و قطعات عربی

قصیده
تجدید مطلع
مطلع سوم
در وصف بغداد
مطلع دوم
در وصف سلطان عادل شاه مظفر بن محمد
وله ایضا یمدح الملک الاعظم علاء الدین
در مدح صدر احل تاج الافاضل عزالدین
در مدح خلیفه المهتدی بالله
خاقانی این دو بیت را در مدینه بر در حرم نوشته است