توصیف اسب

اصلاح شده در 2011/08/16 07:13 توسط Administrator — دسته‌بندی شده به عنوان: شعر کهن, مسعود سعد سلمان

مرکبش فعل برق و صرصر پایوهم گردد سبک چو خاست ز جای
سنگ در زیر سـم او گرداسـترخـش خیز است و دلدل آورد است
در نـوردد زمـین همـی بـتـگـیاینت مـحـکـم پـیی و سـخـت رگـی
بــاز چـون نـعـره بــر سـوار زنـدخـــاک در چـــشـــم روزگــار کـــنــد
شـه بـه تـیرش چـون بـرانگـیزداز کــه و دشـــت لــرزه بـــرخـــیــزد
آن خــداونـد کـونـبــسـت کـمـرلـحـظـه ای جــز بــه بــنـدگـی پــدر