ناله از حصار مرنج

اصلاح شده در 2011/08/16 18:45 توسط Administrator — دسته‌بندی شده به عنوان: شعر کهن, مسعود سعد سلمان

ای حـصـن مـرنج وای آنکـسکو چون من بر سر تو باشد
هر دیو در آن جهان که بجهداز خـانـه خـود بـر تـو بـاشـد
ور پـنهان خـانه ای کـند مرگدر پـیشگهش در تـو بـاشـد
تـو مادر دوزخـی بـگو راسـتیــا دوزخ مــادر تــو بـــاشــد
نـه نـه کـه نه اینی و نه آنیدوزخ چـو بــرابــر تـو بــاشـد
تـو مـهـتــر مـهـتـری مـر او رااو کـهـتـر کـهـتـر تـو بــاشـد
گــر آتـــش تــو ورا بـــســوزدوالله کـه فـراخـور تـو بـاشـد