حسب حال

اصلاح شده در 2011/08/16 18:46 توسط Administrator — دسته‌بندی شده به عنوان: شعر کهن, مسعود سعد سلمان

هـر زمـانـی تـنـم چـو زیر شـودبـر سـر خـلق در نفـیر شـود
خـار گـردد مـرا گـل اندر دسـتخـار بـر دشـمنم حـریر شـود
سـخـن مـن از آن بــود سـوزانکاتـش دل همی ضمیر شود
بـه چنین رنج کز زمانه مراستکودک هفت سـاله پـیر شود
از همه مردمان بـر آن بـخشایکه به دست هوا اسیر شود
هر زمانی ز بخت بد سوی مننا امیدی همی سـفیر شـود
دره گــر بـــر ســـرم فــرود آیــدبــه گـرانـی کـه ثـبـیـر شـود
بـه زمسـتـان سـرد بـر سر منشــرر نــار زمــهــریــر شــود