دیوان اشعار شیخ بهایی

اصلاح شده در 2011/08/13 16:58 توسط Administrator — دسته‌بندی شده به عنوان: شعر کهن, شیخ بهایی, کتابها

غزلیات

شماره ١: جاء البرید مبشرا من بعد ما طال المدا
شماره ٢: ای خاک درت سرمه ارباب بصارت
شماره ٣: به عالم هر دلی کاو هوشمند است
شماره ٤: بگذر ز علم رسمی، که تمام قیل و قال است
شماره ٥: دلا! باز این همه افسردگی چیست؟
شماره ٦: آنانکه شمع آرزو در بزم عشق افروختند
شماره ٧: دگر از درد تنهایی، به جانم یار می باید
شماره ٨: یک گل ز باغ دوست، کسی بو نمی کند
شماره ٩: آنها که ربوده الستند
شماره ١٠: عهد جوانی گذشت، در غم بود و نبود
شماره ١١: نگشود مرا ز یاریت کار
شماره ١٢: آتش به جانم افکند، شوق لقای دلدار
شماره ١٣: اگر کنم گله من از زمانه غدار
شماره ١٤: الهی الهی، به حق پیمبر
شماره ١٥: تا سرو قباپوش تو را دیده ام امروز
شماره ١٦: روی تو گل تازه و خط سبزه نوخیز
شماره ١٧: پای امیدم، بیابان طلب گم کرده ای
شماره ١٨: من آینه طلعت معشوق وجودم
شماره ١٩: به شهر عافیت، مأوی ندارم
شماره ٢٠: مقصود و مراد کون دیدیم
شماره ٢١: شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنان
شماره ٢٢: تازه گردید از نسیم صبحگاهی، جان من
شماره ٢٣: یک دمک، با خودآ، ببین چه کسی
شماره ٢٤: مضی فی غفلة عمری، کذلک یذهب الباقی
شماره ٢٥: ساقیا! بده جامی، زان شراب روحانی

مثنوی ها

شماره ١
شماره ٢
شماره ٣
شماره ٤
شماره ٥
شماره ٦
شماره ٧
شماره ٨
شماره ٩
شماره ١٠
در نکوهش کسی که اوقات خویش را به مطالعه کتب پردازد و از مبداء غافل ماند

مقطعات

مقطعات

مخمس

مخمس

مستزاد

مستزاد

رباعیات

رباعیات