از اینگونه مردن

اصلاح شده در 2012/04/21 11:14 توسط m.ghanee — دسته‌بندی شده به عنوان: احمد شاملو

می خواهم خواب اقاقیا ها را بمیرم.


خیالگونه،
در نسیمی کوتاه
که به تردید می گذرد
خواب ِ اقاقیاها را
بمیرم.


می خواهم نفس ِ سنگین ِ اطلسی ها را پرواز گیرم.


در باغچه هایِ تابستان،
خیس و گرم
به نخستین ساعاتِ عصر
نفس ِ اطلسی ها را
پرواز گیرم.


حتی اگر
زنبق ِ کبود ِ کارد
بر سینه ام
گُل دهد-
می خواهم خواب اقاقیاها را بمیرم در آخرین فرصتِ گُل،
و عبورِ سنگین ِ اطلسی ها باشم
بر تالار ِ ارسی