ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



بیدار خواب

RSS
تغییر یافته در 2013/02/20 01:41 توسط m.ghanee دسته‌بندی شده به عنوان سیاوش کسرایی
خستگی های روزش در تن
خوف تنهایی هایش در سر
خواب بد می بیند
خفته زیر جلوخان گذر
کاش بتوانی و بیدار کنی
این بدافتاده پیچان در خویش
که در آغوش گرفته است زمین را و رخ آلود به خاک
تا جدا گردد شاید از این
تارهایی که تنیده است به تن وحشتناک
مثل آن است که زیر لگد افتاده و درد
می درد پوست او را از هم
یا که دستی وحشی مویش را
می کشد تا که برون آرد از بن کم کم
به درنگی کمکی کن عابر
کز هراسش برهانی شاید
چشم او گرچه فرورفته به خواب
پای تا سر همه چشمی است که ره می پاید
می گریزد دستش
می پرد پاهایش
و چو می غلتد بر سینه سر او سنگین
می دود ناله ای از بیخ گلویش مادر
تنگتر می فشرد باز تنش را به زمین
در چنین شب که گرفته است همه راه نظر
ای عابر ! که به آواز خودت داری گوش
خواب بد می بینم
این طرف زیر جلوخان گذر



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.