ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



بینایی

RSS
تغییر یافته در 2013/02/20 02:11 توسط m.ghanee دسته‌بندی شده به عنوان سیاوش کسرایی
می آوردند
سخت ای دوست به چشم من و تو
که ز ایینه بسی نقش پذیراتر بود
چشم بندی کردند
آسمان را به زمین آوردند
و زمین را چون مرغ
به هوا پر دادند
چشم بندی کردند
و در این معرکه ما
هر چه را دیگر چیزی دیدیم
هر چه را دیگر چیزی خواندیم
راست گفتیم ولی راست نیامد به درست
از سراشیبی این گردنه لغزنده
کور رهیاب که از دست و دل خویش مدد می گیرد
به سلامت بگذشت
و تو و من ای جان
اندر امید آن آتش افروختنی بر سر کوه
در تک تاریک دره هول
بینوار ماندیم
شب جادو را دیدی به سمندش که از این خطه گذشت
و گیاه و گل این واحه به نعلش کوبید
خیز و کنون که به دشت
صبح شبنم زده ای می دمد و از دورادور
بار دیگر با من
این جهان را بر چشم اندازی شسته ببین
و ببین
این گل تازه که در پنجره ام می شکفد خواب آلود





پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.