ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



درد دست

RSS
تغییر یافته در 2013/02/20 02:16 توسط m.ghanee دسته‌بندی شده به عنوان سیاوش کسرایی
سالهای آزگاری هست
که می آزارد
خارشی دستان خشک و خالی ام را سخت
و در انگشتان غمگین مانده ام مانده است
شوق سرشار فشردن ها
آهن سردی خمیری رشته ای دستی
سنگ خارای سیاهی یا که رنگین برگ گلبرگی
دست من خالی است
ای طبیب آشنا دردی است در ستم
که به انگشتان خشک و خشمگین هر دم
می فشارم من گلویش را
من ولی در باغ می مانم که باغم پر گل و یاد است
وز فراز چشم انداز فراوان پرده ها پیدا
برگ افشان درختان تبر خورده
مرگ شبنم ها
سرکشی خارها
و جستجوی ریشه ها درخاک
عطر پنهان بهاری زندگی آرا
این چه فریاد است
بلبلان خسته بتل خار در پهلو ؟
مرگ در باغی که هر گلدانه خشمی در آن رویاست
مرگ در باغی که من دارم
در کنار غنچه های تنگدل زیباست
آری آری من به باغ خفته می مانم
باغ باغ ما است
پنج روزی بیش و کم گر پایمال پای صیاد است





پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.