ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



برو هر جا که توانی که ز من هیچ ندانی

RSS
تغییر یافته در 2013/02/16 23:52 توسط a.alavi دسته‌بندی شده به عنوان سید ابوالقاسم علوی نائینی
برو هر جا که توانی که ز من هیچ ندانیچه بدانی چه ندانی دلم گشته خزانی
نه بهاران به جهان شد چو به دل سوز عیان شدبسی آتش به زبان شد چو بر آتش بدمانی
دلم از هجر بهاران همه سوزد ز نگارانز غم ماه عذاران تن من گشته کمانی
همه هجر رخ دلبر بود اعیان همه در سرچه شود وصل ز دلبر رسد از وقت و زمانی
چو بود هجر ز دلدار بر این دیده چو اسرارنه روا آمده از یار غم از طبع روانی
رسد آن روز بهارم که رخ دلبر و یارمز جهان و شب تارم چو مهی پرده درانی
نگرم روی و رخت را چو مهی گشته هویداکه منم عاشق و شیدا و تویی نور جهانی
تو مهی یا که شهی تو چه شود تا نگهی توبه من اندازی و زین غم ز جهانم برهانی
به فراقت شده حاصل غم و صد جلوه ی مشکلچه بگویم که بر این دل شده غم دل نگرانی
به رخت قانع از این جان شده ام در همه بستانکه مرا جلوه ی اعیان شده انوار نهانی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.