ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



قصیده در مرثیه استاد حسین لاری پور

RSS
تغییر یافته در 2013/08/06 00:19 توسط a.alavi دسته‌بندی شده به عنوان سید ابوالقاسم علوی نائینی, شعر کهن
از چشم نرگسان که بشوید غبار غمجز اشک دیدگان به کف روضه ارم
اکنون جهان و باغ به سوز است اندرونچون آتشی که شعله عیان آورد زغم
او چون خلیل رسته ز آتش به باغ گلنمرود وار گشته جهان را غمش رقم
عالم یکی دم است و چو بینید آن جهاناینجاست دار فانی و آنجاست ملک جم
عنقا صفت به خویش زد آتش چو نیک دیدمینوست در بقا و به گیتی بود عدم
نی گفتم این غلط که نه خود سوخت جان خویشدر سوخت جان او به یکی جذبه ی صنم
صاحب قلم ادیب و سخنور به دیده اوستگویم دریغ خویش که نادیدم آن حرم
آری حریم دوست بود جان عاشقانچون می رود جهان به سلامت در این الم
گفت آن خدای جز به گنه نعمتم دریغناید چه کرده ایم و بشد از کف این نعم
کفران نعمت این گنهی باشدم عظیمنعمت برفت چون که نهد این گنه قدم
قدر هنروران نه به تخت است و ملک و جاهپاس هنروران نه به سیم و زر و درم
زیور بر این کسان گهر شعر سفتن استنی چون ملک به کثرت خدام و بر حشم
رفت از دیار یزد دریغا چنین ادیبفخر ادب حسین که عِلم است را عَلَم
نی خیمه ی عزای غمش یزد را بودبل هر کجا که درنگری گشته زو خیم
صورتگری که نقش چمن بر ورق نهادو آن شاعری که فخر کلام است در عجم
گویم دریغ رفت زعالم یک اوستادنی عالمی است چون نگری نیک چون حَکم
وصف غمش لسان مرا نیست زآنکه یزداز کف بداده است چو غواص در به یم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.