ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



غزل

RSS
تغییر یافته در 2013/02/11 16:04 توسط m.ghanee دسته‌بندی شده به عنوان محمد علی بهمنی, کتابها
بهار بهار
دهاتی
شب که آرام تر از پلک تو را می بندم
غزلی چون خود شما زیبا
اما من آن مورم که همواره به دنبال رسیدن بود
از هر طرف نرفته به بن بست میرسیم
خوشا هر آنچه که تو باغ باغ می خواهی
این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد
بارانی
گفتگو
شبهای شعر خوانی من بی فروغ نیست
دلم برای خودم تنگ می شود
او سرسپرده می خواست من دلسپرده بودم
امشب ز پشت ابرها بیرون نیامده ماه
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
این غزلها همه جانپاره ی دنیای منند
خسته
آن بهاری باغها و این بیابانی زمستان
هی مترسک کلاه را بردار
نیستی شاعر که تا معنای حافظ را بدانی
من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم
در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من
خون هر آن غزل که نگفتم بپای تست
آیینه در جواب من باز سکوت می کند
گلهای بی شمیم به وجدم نمی کشند
ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم
حیف انسانم ومی دانم تا همیشه تنها هستم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.