ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



تاریخی

RSS
تغییر یافته در 2013/04/03 19:27 توسط m.ghanee دسته‌بندی شده به عنوان سیاوش کسرایی
روی میدان بزرگ
تلی از چشم فراهم گشته است
چشم لغزان در اشک
چشم غلتان در خون
چشم بی ریشه و بند و پیوند
چشم بی پلک و پناه
تا فرو بنشیند
خشم فرمانده فاتح از خلق
که نکردند سری خم پی تسلیم بدو
تلی از چشم کسان ساخته اند
عبرت کوردلان
دیده بانی نگران در ظلمت
لاغر و تب زده و ترس آلود
کوچه ها در دل شب
متواری شده اند
و نفس در سینه
شهر آهنگ شمار قدم سربی شبگردان است
راه هر بانگ به دستی بسته است
راه هر دید به دیواری کور
باز و بگشوده همان چشمانی است
که فراهم شده بر میدانگاه
و به مرداب سیاه پوش ماه
چون بطی می کند آرام شنا



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.