ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



ورق روشن وقت

RSS
تغییر یافته در 2012/03/18 21:40 توسط m.ghanee دسته‌بندی شده به عنوان سهراب سپهری
از هجوم روشنایی شیشه های درتکان می خورد
صبح شد آفتاب آمد
چای را خوردیم روی سبزه زار میز
ساعت نه ابر آمد نرده ها تر شد
لحظه های کوچک من زیر لادن ها نهان بودند
یک عروسک پشت باران بود
ابرها رفتند
یک هوای صاف یک گنجشک یک پرواز
دشمنان من کجا هستند ؟
فکر می کردم
در حضور شمعدانی ها شقاوت آب خواهد شد
در گشودم قسمتی از آسمان افتاد در لیوان آب من
آب را با آسمان خوردم
لحظه های کوچک من خوابهای نقره می دیدند
من کتابم را گشودم زیر سقف ناپدید وقت
نیمروز آمد
بوی نان از آفتاب سفره تا ادراک جسم گل سفر می کرد
مرتع ادراک خرم بود
دست من در رنگ های فطری بودن شناور شد
پرتقالی پوست می کندم
شهر در ایینه پیدا بود
دوستان من کجا هستند ؟
روزهاشان پرتقالی باد
پشت شیشه تا بخواهی شب
دراتاق من طنینی بود از برخورد انگشتان من با اوج
در اتاق من صدای کاهش مقیاس می آمد
لحظههای کوچک من تا ستاره فکر میکردند
خواب روی چشمهایم چیزهایی را بنا می کرد
یک فضای باز شنهای ترنم جای پای دوست





پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.