ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



زمین باطل

RSS
تغییر یافته در 2013/02/20 01:49 توسط m.ghanee دسته‌بندی شده به عنوان سیاوش کسرایی
ساحلی بودم که دریای میان بازوان استوار من شنا می کرد
زیر چشمم موج هایش بالهای شوق وا می کرد
گاه می خندید
گاه می رقصید
نغمه می گسترد از گرداب
قصه می آورد از نرم و درشت آب
در تلاش پر تکاپویش هیاهوها به پا می کرد
جان بی آرام او را همنشین و همدلی بودم
سرخوش و سیراب و سنگین ساحلی بودم
آسمان چشم تنگ از شور ما آشفت
بر زمین باران نفرین ریخت
جان دریا سوخت
در میان بازوان من
خفته آوازه خوان دریا
بی تکان آبی است
بی نفس افتاده مردابی است
در کنار او
بی نوازش های دست مهربار او
من زمین باطلی هستم
خاک پرت افتاده سر در گلی هستم
سر به سر خاموش
ساحلی هستم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.